خرید بک لینک

دو حزب عمده مخالف دولت ترکیه از برقراری وضعیت اضطراری در کشور انتقاد کردهاند.

مطابق قوانین وضعیت اضطراری در ترکیه دولت میتواند حقوق و آزادیهای شهروندان را محدود و بدون رجوع به پارلمان قوانینی را تصویب کند.

اوزگور اوزل، رهبر حزب جمهوریخواه خلق در پارلمان، گفته است هر چهار حزب حاضر در پارلمان ترکیه به اتفاق تلاش برای کودتا را محکوم کردند و این شایسته نیست که دولت چنین پارلمانی را از روند تصمیمگیری کنار بگذارد.

فیگن یوکسکداغ، از رهبران حزب دموکراتیک خلقها هم گفته است این حزب همان طوری که با ذهنیت طرفدار کودتا مخالف بوده است، منتقد فضای سیاسی که به این کودتا منجر شد هم بوده است. خانم یوکسکداغ گفت: “شان ما مردم ترکیه نه این است که تحت حاکمیت کودتاچیان باشیم، نه حاکمیت رژیمهای ضددموکراتیک.”

به دنبال کودتای نافرجام هفته گذشته تصفیه وسیعی در ارتش، پلیس، دادگستری و دیگر نهادهای ترکیه به راه افتاده است.

رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، شب چهارشنبه اعلام کرد که در کشور وضعیت اضطراری برقرار میشود.

نعمان کورتولموش، معاون نخست وزیر ترکیه، امروز گفته است که کشورش برای مدتی کنوانسیون حقوق بشر اروپا را معلق میکند. او اشاره کرده است که فرانسه هم با برقراری وضعیت اضطراری مدتی اجرای این کنوانسیون را معلق کرد.

مقامهای دولت در روزهای اخیر گفتهاند که ممکن است مجازات اعدام را به نظام حقوقی و قضایی کشور بازگردانند.

حزب حرکت ملی اعلام کرده است که از بازگشت حکم اعدام حمایت خواهد کرد. دولت باچلی، رهبر این حزب، گفته است که از تصمیم دولت برای برقراری وضعیت اضطراری هم حمایت میکند.
از: بی بی سی
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 23:06

tafahomnameh

علی طیبنیا، می گوید ایران در تلاش است با عرضه و فروش اوراق قرضه دولتی، به بازارهای بینالمللی بازگردد

علی طیبنیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی، در گفتوگو با بلومبرگ، گفت: «از زمان اجرای برجام تاکنون، نزدیک به ۴۵ میلیارد دلار تفاهمنامه، تأمین منابع مالی با کشورهای مختلف امضاشده است.»

وزیر اقتصاد درعینحال تأکید کرده است که اجرایی شدن این قراردادها و اجرایی شدن آنها، ممکن است چند ماه طول بکشد.

محمدباقر نوبخت، معاون رئیسجمهوری ایران و سخنگوی دولت نیز چهارشنبهشب در برنامهای تلویزیونی، تأکید کرد که از ۲۷ دیماه پارسال تاکنون، بیش از سه میلیارد و ۴۱۸ میلیون دلار در ۴۱ طرح در استانهای مختلف ایران، سرمایهگذاری خارجی جذبشده است.

در هفتههای اخیر به بهانه سالروز امضای برجام، موافقان و منتقدان این توافق با استفاده از نشانههایی این توافق را موفق یا شکستخورده، توصیف کردهاند.

علی طیبنیا، در این گفتوگو همچنین از بازگشت ایران به بازارهای جهانی اوراق قرضه پس از ۱۴ سال خبر داد و گفت: «در حال رایزنی با چند موسسه و شرکت اعتبارسنجی بینالمللی هستیم تا ایران در آینده نزدیک با تعیین رتبه اعتباری، بتواند به بازار اوراق قرضه بینالمللی ورود کند.»

به گفته وزیر اقتصاد دولت یازدهم، تعیین رتبه اعتباری برای ایران از سوی مؤسسات اعتبارسنجی، میتواند «گامی برای جذب سرمایهگذاران خارجی» از طریق فروش اوراق قرضه دولتی باشد.

آخرین باری که ایران توانست برگههای اوراق قرضه دولتی در بازارهای بینالمللی عرضه کند، به سال ۲۰۰۲ میلادی، سال ۱۳۸۱ خورشیدی بازمیگردد.

ایران در آن دوره زمانی، اوراق قرضه ای به ارزش مجموعا یک میلیارد یورو با سود ۳٫۷۵ درصدی با سررسید پنج ساله به بازار عرضه کرد.

وزیر امور اقتصادی و دارایی به جزییات، رقم و زمانبندی عرضه و انتشار این اوراق قرضه دولتی بینالمللی، اشارهای نکرد، اما روزنامه وال استریت ژورنال، در گزارشی پیشبینی کردهاست، حجم اوراق قرضهای که ایران بنا دارد به بازار عرضه کند، معادل نیم میلیارد دلار خواهد بود.

در همان گزارش روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از محمد خزایی، معاون وزیر اقتصاد، آورده بود که ایران در سال ۲۰۱۶ به طور حتم عرضه و انتشار اوراق قرضه بینالمللی را اجرایی خواهدکرد، چراکه به گفته آقای خزایی، ایران قصد دارد با این کار واکنش بازار به این اوراق را آزمایش کند.

در اردیبهشتماه امسال، موسسه رتبه سنجی کپیتال اسنتلیجنس، رتبه اعتباری کوتاهمدت ایران را بی (B) و رتبه اعتباری بلندمدت ایران منفی بی بی (-BB) اعلام کرد، همچنین در ارزیابی این موسسه، چشمانداز اقتصاد ایران «باثبات» تشخیص دادهشده بود.

علی طیبنیا، در بخش دیگری از گفتوگوی خود با بلومبرگ، ضمن اشاره به اینکه، برجام – برنامه جامع اقدام مشترک- ایران را از «انزوا» نجات داده است، درعینحال پنهان نکرد که ایران درزمینه روابط بانکی بهویژه بانکهای بزرگ، هنوز با مشکلاتی روبروست.

مشکلات بانکی بهویژه مشکلات ناشی از تداوم محدودیتهای دلاری بر سر راه دادوستدهای بانکی ایران، ازجمله مواردی است که منتقدان اصولگرای دولت حسن روحانی و برجام با توسل بر آن تلاش دارند اینگونه القا کنند که امضای و اجرای برجام، دستاوردی برای ایران به همراه نداشته است.

پیشتر در فروردینماه ۹۵، ولیالله سیف، رئیسکل بانک مرکزی در گفتوگو با بلومبرگ، انتقاد کرده بود که «تقریباً هیچچیز» از توافق برجام عاید ایران نشده است.

آقای سیف بارها در دیدار با مقامهای آمریکایی و اروپایی یا مسئولان صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی انتقادهای خود را از مقاومت مقامهای اقتصادی و بانکی در برقراری ارتباط عادی بانکی با ایران اعلام کرده است.

در حال حاضر مبادلات بانکی ایران با بانکهای جهانی با ارز واسط دلار که به «یو ترن دلار» موسوم است، به دلیل محدودیتهای اعمالشده آمریکا علیه ایران، ناممکن است.

گفته میشود این محدودیتها به دلایل غیرهستهای و از بابت ادعای «تأمین منابع مالی برای گروههای تروریستی از جانب ایران» و همچنین مقررات منع پولشویی وضعشده است.

ابتدای تیرماه امسال، گروه ویژه اقدام مالی که وضعیت پولشویی در سرتاسر جهان را رصد میکند، تصمیم گرفت تا ایران را همچنان در فهرست سیاه کشورهای پرخطر نگه دارد.

این مؤسسه درعینحال اعلام کرده است، از وعدههای ایران مبنی بر بهبود، استقبال میکند و به مدت یک سال برخی از محدودیتها را به حالت تعلیق درمیآورد اما اگر ایران نتواند سابقه خود در زمینه پولشویی و حمایت مالی از تروریسم را طبق وعدههایش بهبود بخشد، تدابیر شدیدی اتخاذ خواهند کرد.
از: رادیو فردا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 23:06

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور روز پنجشنبه از دستگیری ۴۰ نفر عضو یک «گروهک تروریستی» در شهرستان خاش در سیستان و بلوچستان خبر داد که به گفته او قصد داشتند، «انفجار و عملیات تروریستی» انجام دهند.

به گزارش خبرگزاریهای ایران، آقای رحمانی فضلی که در نشست فصلی خانه احزاب، سخن میگفت، افزود: «در تحقیقات دو شب قبل در شرق کشور با تونلی ۴۰ متری با عمق ۲۰ متری مواجه شدیم که بهصورت زیرزمینی قصد انفجار و عملیاتی را داشتند.»

پایگاه خبری پلیس استان سیستان و بلوچستان، «شناسایی و انهدام» این «تیم تروریستی» را حاصل «عملیات مشترک» مأموران انتظامی شهرستان خاش و نیروهای وزارت اطلاعات، اعلام کرد.

بر اساس بیانیه پلیس، افراد بازداشتشده قصد داشتند با حفر تونلی از محل منزلی در نزدیکی «دو مرکز مهم نظامی و امنیتی» به زیر ساختمانهای این دو مرکز نفوذ کرده و آنها را منفجر کنند.

در پایگاه خبری پلیس سیستان و بلوچستان، تصریحشده که از دستگیرشدگان «یک ریموت تله انفجاری، مقادیری سلاح و مهمات، وسایل حفاری پیشرفته و نقشهای که مسیر حفاری به این اماکن در آن ترسیمشده بود»، بهدستآمده است.

در پایگاه خبری پلیس، شمار دستگیرشدگان برخلاف اعلام وزیر کشور، ۱۰ تن اعلامشده است.

تاکنون هویت افراد دستگیرشده یا وابستگی سازمانی آنها با گروه یا کشور خاصی اعلامنشده است اما پیشازاین، محمد اکبر چاکرزهی، فرماندار شهرستان خاش در گفتوگو با ایرنا در بیان جزییات این عملیات، دستگیرشدگان را «عوامل خرابکار و وابسته به بیگانه» توصیف کرده بود.

وزیر کشور و دیگر مقامهای رسمی استان سیاستان و بلوچستان در حالی اخبار مربوط به «شناسایی و انهدام» این «تیم تروریستی» را اعلام کردند که روز چهارشنبه سرتیپ پاسدار حسین رحیمی، فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان، خبر «دستگیری تیم خرابکار وابسته به گروهکهای تروریستی» را «شایعه منتشرشده» خوانده و آن را تکذیب کرده بود.

آقای رحیمی، هدف انتشار و پخش این «شایعات بیاساس» را «ترویج احساس ناامنی در میان مردم» توصیف کرده بود و حتی تهدید کرده بود که با «پخشکنندگان چنین شایعهها و مخلان نظم و آسایش جامعه بر اساس قانون با جدیت برخورد خواهد شد.»

شهرستان خاش در ۱۸۵ کیلومتری جنوب زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران واقعشده است.

دوشنبه گذشته، روابط عمومی سپاه ثارالله کرمان از کشف محموله مواد منفجره و تجهیزات انفجاری خبر داد و مدیرکل امنیتی استانداری کرمان نیز گفته بود، این تجهیزات در یک انباری در ارتفاعات سیستان و بلوچستان نگهداری میشد.

پیشتر محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، از دستگیری «۵ تا ۶ نفر» از افراد به گفته او وابسته به «گروههای تروریستی» در شهرهای مختلف ایران خبر داد که به گفته او قصد داشتند در «شبهای قدر و روز قدس دست به اقداماتی بزنند.»

به گفته وزیر اطلاعات افراد بازداشتشده عمدتاً وابسته به داعش بودند.
از: رادیو فردا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 23:06

همین که محمود فرجامى یاد دورانِ صد سال قبل را در این کتابها محفوظ نگه داشته تا مردمانِ صد سالِ بعد ببینند اجدادشان چه بدبختىهاى مسخرهاى را متحمل شدهاند، و طنزنویسان شان چه آدمهاى با حالى بودهاند که در آن اوضاع مىتوانستهاند، رو در روى قدرتهاى حاکم بایستند و آنها را با کلمات خود نمدمال کنند، بزرگترین خدمتىست که یک نویسنده مىتواند به آیندگان بکند!

اگر از شخص کتابخوان و با فرهنگى سوال کنیم که شما از طنز دهخدا و کتاب «چرند و پرند»اش چه مى فهمید، احتمالا پاسخ صادقانه اى به شما نخواهد داد. دهخدا را همه ى ما مى شناسیم و با لغت نامه و چرند و پرندش آشناییم. مى گویم آشناییم به این معنى نیست که این کتاب ها را حتما دیده ایم و یا در دست گرفته و خوانده ایم. نه. اسم دهخدا و لغت نامه اش و چرند و پرندش، چیزى ست در حد اسامى ارسطو و افلاطون و سقراط، که به هر که بگوییم، خواهد گفت آن ها را مى شناسم، ولى اگر بپرسیم خب این ها که بوده اند و چه کرده اند و چه گفته اند و کدام کتاب ها را نوشته اند، از هر ١٠٠ نفر تقریبا ٩٩ نفر در گِل چسبنده ى این سوال خواهند ماند…

در تعریف طنز، انواع آن را بر مى شمارند و به صورت هاى مختلف دسته بندى مى کنند. در یکى از انواع دسته بندى، مى توان گفت که طنز روز داریم و طنز تاریخى. طنز روز هم آن است که بیشتر در روزنامه ها و وب سایت ها و وب لاگ ها و صفحات فیس بوک و غیره مى خوانیم. این طنز مثل نان سنگک است، یعنى باید درجا خوانده و به عبارتى خورده شود والّا بیات آن، نه خوشمزه است و نه خوردنى. فهم این طنز، به در ذهن داشتن وقایع روز بستگى دارد، یعنى چنین طنزى را وقتى مى توان فهمید و از آن لذت برد که خبرهاى روز را در ذهن داشته باشیم. مثلا امروز که احمدى نژاد و خل بازى هایش را مى بینیم، وقتى طنزى در باره ى او مى خوانیم، آن خل بازى ها را که به صورت نوشته و تصویر در ذهن داریم بر آن طنز منطبق مى کنیم و آن طنز جلوى چشم ما زنده مى شود و تا اعماق جان ما نفوذ مى کند. یا همین سلطان اردوغان که این روزها بر صدر اخبار نشسته است و راست و چپ هنرنمایى ى سیاسى مى نماید، وقتى «همین امروز» چند خط در باره اش مى نویسیم، مثل یک مایع لزج مى آید وسط کلمات ما را پر مى کند و نوشته ى ما را تبدیل به چیزى دیدنى و فهمیدنى مى کند.

حالا بیاییم دفتر تاریخ را ورق بزنیم و برویم به صد سال بعد که نه اسمى از احمدى نژاد در میان است نه ردّ و اثرى از سلطان رجب عثمانى و زیاده خواهى هاى او باقى ست. جوانان صد سال بعد که به سیاق جوانان امروز و جوانان دیروز پاى رایانه هایى که بیوچیپ در آن ها کار گذاشته شده و با سرعت هزار تریلیون عمل در ثانیه به کار پروسس اطلاعات مشغول است و با سرعت ۴٠٠ پتا بیت بر ثانیه در فضاى «مجازى-واقعى» اطلاعات رد و بدل مى کند و تصاویرش هم به صورت «هولوگرام لمسى» تولید مى شود، نشسته اند، «حال اش» را ندارند که بروند سراغ تاریخ ١٠٠ سال قبل و قیافه ى آدم هاى وحشتناکى مثل احمدى نژاد و اردوغان را به صورت هولوگرافیک تماشا کنند و طنزهایى که در باره ى آن ها نوشته شده است و با نثر و زبانِ کهنه و غیر قابل فهم ١٠٠ سال قبل بخوانند! «برو بابا! الان بشینم طنز اون طنزنویس رو که اسم اش هم یادم نمیاد در باره ى احمدى نژاد بخونم؟! که چى بشه!»

من و شما، اگر امروز سراغ «چرند و پرند» مى رویم یا با عبید زاکانى حال مى کنیم، علت اش بیشتر افزودن به دانایى و نشان دادن دانایى و توانایى به دوستان و رفقاست والّا ما را چه به طنز ١٠٠ سال به بالای دهخدا و عبید! عبید هم بامزه است براى این که اولا موجوداتى را ترسیم کرده که امروز هم آن ها را مى بینیم بنابراین حرف عبید را مى فهمیم ثانیا ایشان خجالت-مجالت سرش نمى شده و از کلمات خطرناک استفاده ى بهینه مى کرده است…

مرا ول کنید تا صبح در این باب مى نویسم و دست آخر هم یادم مى رود که مى خواهم در اینجا دو جلد کتاب مستطاب و بسیار خواندنى طنزپرداز معاصر، جناب محمود فرجامى را معرفى کنم که جلد اول «خنده و خاموشى» نام دارد و جلد دوم «ضد فراموشى»…

farjami khandeh va zedde faramushi-21716

خنده و خاموشىِ محمود خان فرجامى، گزیده ى ده سال طنزنوشته هاى سیاسى و اجتماعى ایشان را که مربوط به سال هاى ١٣٨٣ تا ١٣٨٩ مى شود در بر مى گیرد. ضد فراموشى هم گزیده ى طنزنوشته هاى سال ١٣٩٠ تا ١٣٩٣ و دوران پس از خروج طنزپرداز عزیز ما از ایران را با چاپى زیبا و دلپذیر در اختیار خوانندگان علاقمند قرار مى دهد.

این دو جلد کتاب، با حروفچینى خوب و تمیز، و با طرح روى جلد بسیار گویا به وسیله ى «انتشارات اچ اند اس مدیا»ى لندن، همین امسال به دو صورت کاغذى و دیجیتالى منتشر شده که علاقمندان مى توانند در هر جاى دنیا که هستند آن را تهیه کنند و از خواندن اش لذت ببرند.

وقتى قلم به دست گرفتم و شروع به نوشتن این مطلب کردم، نمونه هایى از این دو جلد کتاب را یادداشت کردم، ولى بعد دیدم مطالب آقاى فرجامى، این قدر متنوع و گوناگون است که اگر یک نمونه را بیاورم و از نمونه هاى دیگر یاد نکنم، به نمونه هاى یادنشده جفا کرده ام.

ولى مگر مى شود از دو جلد کتاب، با حجم حدود ۶٠٠ صفحه، آن قدر نمونه آورد که مخاطب این مطلب بتواند به رنگارنگى این باغ پر گل پى ببرد. نه! چنین کارى شدنى نیست. اما به عنوان کسى که این ۶٠٠ صفحه را ورق زده و از مطالب متنوع و بدیع آن خوشه چیده مى توانید بشنوید و اگر خواستید قبول کنید که خواندن این کتاب با این حجم شما را خسته نخواهد کرد.

چراى آن را الان خدمت تان عرض مى کنم. محمود فرجامى این استعداد را دارد که در عرصه ى پهناور طنز، در یک جا مستقر نشود و اتراق نکند. حتى طنزنویسان نامدار گذشته، گرفتار این مصیبت شده اند که توانایى تغییر سَبْکْ پیدا نکرده اند و نوشته هاى شان از همان بدو تولد، مُرده و بر خواننده بى اثر بوده اند. تکرار بى رویه ى سبک، براى یک طنز پرداز حکم هلاهل دارد. چنین طنزى مثل هر چیز تکرارى، دل خواننده را مى زند و بوى ناى اش از چند فرسخى به مشام مى رسد. طنزنوشته هاى ارائه شده در دو جلد کتاب «خنده و خاموشى» و «ضد فراموشى» دچار این مصیبت نیست و هر طنزى در جاى خودش خواندنى و دلپذیر است.

البته این همه تعریف مى کنیم معنى اش این نیست که در میان طنزنوشته ها، تک و توک، نوع ضعیف یا نادلپذیر وجود ندارد. چرا وجود دارد ولى این موضوع بیشتر سلیقه اى ست تا مبتنى بر نقض اصول مسلم طنزپردازى (اگر وجود چنین اصولى را اصولا قبول داشته باشیم.)

حُسن دوم این دو جلد کتاب، که حُسن بسیار بزرگى هم هست، این است آقاى فرجامى، ما را با طنزنوشته هایش وسط تاریخ امروز رها نکرده است و به ما نگفته است که بروید خودتان ببینید این فلان کس و بهمان کسى که من در باره شان نوشته ام چه مى کرده اند و چه مى کنند. به عبارتى ما را براى خواندن طنزنوشته هایش زجر کش نکرده است. همان بدبختى یى که موقع خواندن طنز دهخدا داریم و نمى دانیم که این «وزیر جنگ» و آن «رکن السلطنه» و «سالار الدوله» که از آن ها نام مى بَرَد کیستند و در نوشته هاى او چه مى کنند.

اما محمود خان -مثل مولفان آثار فرخى یزدى و ملک الشعراء بهار- کار بسیار پسندیده و نیکویى انجام داده و زحمت کشیده در پانویسِ شروعِ هر طنز، توضیح مختصرى، در باره ى رویدادهاى آن روز و اشخاص دخیل در این رویدادها و یاد شده در طنزها داده و خواننده دقیقا مى تواند بفهمد که جریان از چه قرار بوده و موضوع طنز چیست. بعضى وقت ها این توضیحات از خودِ طنز خواندنى تر و لذت بخش تر مى شود که البته این را شوخى مى کنم و این اخبار بدون طنز فرجامى جز درد و رنج و کمدى – کلاسیکِ اشک آور چیزى به ما نمی دهد.

حالا با این طنزهایى که به امروز مربوط است، صد سال دیگر چه کنیم؟!…

اى خانم! اى آقا! صد سال دیگر ما مرده ایم و ممکن است نه از تاک نشانى باشد و نه از تاک نشان! مردم صد سال بعد هم لابد براى خودشان فکرى مى کنند و لازم نیست ما زیاد نگران حال آن ها باشیم. همین که آقاى فرجامى یاد دورانِ صد سال قبل را در این کتاب ها محفوظ نگه داشته اند تا مردمانِ صد سالِ بعد ببینند اجدادشان چه بدبختى هاى مسخره اى را متحمل شده اند، و طنزنویسان شان چه آدم هاى با حالى بوده اند که در آن اوضاع مى توانسته اند، رو در روى قدرت هاى حاکم بایستند و آن ها را با کلمات خود نمدمال کنند، بزرگ ترین خدمتى ست که یک نویسنده مى تواند به آیندگان بکند!

ما هم در حال حاضر مى توانیم این کتاب ها را بخوانیم و از این که چنین ابراهیم وار، در آتشى عظیم، جلز و ولز مى سوزیم و جز لبخند زدن و «لبخنداندن» کارى از دست مان بر نمى آید، با خواندن نوشته هاى فرجامى، به لبخند زدن مان ادامه دهیم، بلکه خداوند رحمى به حال ما بکند و آتش، گلستان شود!

نمونه ى این دو جلد کتاب را مى توانید [در این جا] مطالعه کنید.

از: گویا

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:21

همه شمارههای نشریه فکاهی «لمن» را از چاپخانهها جمعآوری کرده است. ۲۰ پایگاه خبری و خبرگزاری هم به دستور دولت ترکیه مسدود شدهاند. لباسشخصیها به برخی کتابفروشیها حمله کردهاند.

کاریکاتور روی جلد نشریه توقیف شده «لمن»

کاریکاتور روی جلد نشریه توقیف شده «لمن»

نشریه فکاهی «لمن» که از سال ۱۹۹۱ در ترکیه منتشر میشود، تازهترین شمارهاش را به کودتای نافرجام در ترکیه اختصاص داده است.

روی جلد این نشریه کاریکاتوری منتشر شده با عنوان: «تلاش برای کودتا در ترکیه»

در یک میدان بازی، دستی مردم را به مقابله با عدهای از نظامیان هل میدهد.

تحریریه نشریه فکاهی «لمن» امروز، چهارشنبه ۲۰ ژوئیه در توئیتر اعلام کرده که پلیس ترکیه همه نسخههای این نشریه را از چاپخانهها جمعآوری کرده است.

حمله لباسشخصیها به کتابفروشیها در ترکیه

حمله لباسشخصیها به کتابفروشیها در ترکیه

اتحادیه روزنامهنگاران اروپایی اعلام کرده که در این فاصله سایتهای ۲۰ پایگاه خبری و خبرگزاری هم به دستور دولت ترکیه مسدود شدهاند.

روز گذشته ۲۷ شبکه رادیویی و تلویزیونی ترکیه به دستور دولت این کشور فعالیت خود را متوقف کردند.

همچنین گزارشها و تصاویر تأیید نشدهای منتشر شده که نشان میدهد لباس شخصیها به کتابفروشیها در شهرهای بزرگی مانند استانبول و ترکیه حمله میکنند و کتابها را از بین میبرند.

جان دوندار، سردبیر روزنامه جمهوریت که به شش سال زندان محکوم شده اما حکم او هنوز اجرایی نشده است نسبت به سرکوب روزافزون مطبوعات و رسانهها در ترکیه هشدار داده و اعلام کرده که بعد از کودتا، ترکیه در حال گذار از یک نظام سکولار به یک نظام غیر دموکراتیک و سرکوبگر است.

از: رادیو زمانه

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 19:18

آرژانتین، روز چهارشنبه از سنگاپور و مالزی، خواست علیاکبر ولایتی مشاور امور بینالملل رهبر جمهوری اسلامی ایران را به این کشور مسترد کند.

خبرگزاری فرانسه، به نقل از یک منبع قضایی گزارش داد که این درخواست، توسط قاضی تحقیق، در رابطه با اتهام علیاکبر ولایتی مبنی بر دستداشتن در بمبگذاری سال ۱۹۹۴در مرکز یهودیان آرژانتین «آمیا» صادر شده است. این بمبگذاری هشتاد و پنج کشته و صدها زخمی برجای گذاشت.

علیاکبر ولایتی، برای شرکت در همایش دو روزه مهاجران آسیایی یکشنبه این هفته، به سنگاپور سفر کرده است.

علاوه بر علیاکبر ولایتی، افراد دیگری چون اکبر هاشمی رفسنجانی -علی فلاحیان و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران نیز به دست داشتن در بمبگذاری مرکز یهودیان در پایتخت آرژانتین متهم شدهاند

از: رادیو فردا

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 19:18

ziba kalam

زیباکلام میگوید: میخواستم در کتابم روشن کنم اگر غرب امروز به جایی رسیده الزاما ناشی از استعمار و مصیبتهای ما نبوده بلکه این وسوسه را داشتم که روشن کنم توسعه غرب و عقبماندگی ما هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، صادق زیباکلام (پژوهشگر حوزه علوم سیاسی) در هشتادودومین نشست کتاب اندیشه که به نقد و بررسی کتاب “غرب چگونه غرب شد” اختصاص داشت؛ درباره چرایی نوشتن این کتاب گفت: زمانی که کتاب ما چگونه ما شدیم را مینوشتم مدام به این قضیه برمیخوردم که براساس یکسری پیشنویسهای چندین دههای تصویری از غرب در ذهن ما شکل گرفته که تنها غرب را عامل استعمار، استثمار و بدبختی ما نشان میدهد. در صورتی که به واقع غرب شدن غرب و ما شدن ما هیچ کدام لازم و ملزوم هم نبودند یعنی اینگونه نبود که حتما غرب باید ما را عقب نگاه میداشت تا خودش بتواند به توسعه و پیشرفت برسد. هر چند جا انداختن این مسایل در جامعه امروز ما با توجه به همین پیش فرضهایی که ذکر شد؛ چندان آسان نیست.

این استاد دانشگاه ادامه داد: میخواستم در این کتاب روشن کنم که اگر غرب امروز به جایی رسیده الزاما این توسعه ناشی از استعمار و مصیبتهای ما نبوده است و این وسوسه را داشتم که روشن کنم توسعه غرب و عقبماندگی ما هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و هر کدام از این مسایل را از طریق علمی و به کمک علوم سیاسی و تاریخ میتوان توضیح داد.

او همچنین درباره نگرانیهایی که در خصوص احتمال ممیزی و حذف قسمتهایی از کتاب غرب چگونه غرب شد داشته است، اظهار داشت: در سه قسمت نگران ممیزی و حذفیات و دستکم اصلاح بودم: اول در بحث مفصلی که درباره جریان روشنگری در اروپا و غرب آمده و از آنجایی که در این مبحث عنوان میشود اساس تحول و توسعه غرب همین عصر روشنگری و اتکای غربیها به عقل و خرد انسانی است نگران بودم چون این ادعا به نوعی در تقابل و تضاد جهانبینی ایرانی نسبت به غرب و اساسا بحث اختیار بشر و انسان قرار میگیرد که میتواند اجازه چاپ داشته باشد یا خیر. تا قبل از روشنگری انسان تنها مکلف و موظف برای تن دادن به دستورات کلیسا شناخته میشود اما بعد از آن اتفاق تعقل و خرد انسانی حقوق شهروندی را نیز پدید آورد.

زیباکلام افزود: یکی دیگر از مبانی این بحث این است که آیا انسان اساسا نیاز به هدایت توسط علما، مذهبیها، احزاب سیاسی و … دارد یا خیر؟ روشنگری در پاسخ به این سوال صراحتا عنوان میکند که انسان نیازی به هدایت و راهنمایی این گروههای به اصطلاح مرجع ندارد چراکه تمامی آنها در وهله اول تنها به فکر منافع خود هستند و هیچ گاه موضوعات و مواردی را که خلاف منافع آنها باشد پیگیری نمیکند. در عصر روشنگری انسان خواست که خودش به تصمیمگیری برسد و گفت کسی نمیتواند در این تصمیمگیری دخالت کند. بر همین اساس مشروعیت حکومت نیز تنها از باب حقوق و رأی مردم مشروعیت میگیرد و حدود اختیار حاکمان نیز در چارچوب قوانین تعریف میشود. اساسا مرز دنیای قدیم (قرون وسطی) و عصر روشنگری با توجه به همین اصل تعقل و خردگرایی شکل گرفته است.

این پژوهشگر علوم سیاسی سپس مباحث مطرح شده در مقدمه کتاب را بخش دیگری از نگرانیهای خود نسبت به ممیزی دانست و گفت: صفحات دیگری که فکر میکردم قطعا با ممیزی روبرو میشود مقدمه کتاب بود در مقدمه کتاب توضیح داده شده است که نگاه جمهوری اسلامی ایران به غرب نگاهی سنتی و ناقص است و ایران از پشت یک عینک معیوب به غرب نگاه میکند غربی که محصول یک فرآیند تاریخی از رنسانس به بعد است البته ما همیشه این نگاه معیوب را به غرب نداشتهایم و حتی قرن نوزدهم و قبل از آن مثلا در دوره صفویه، غرب نمادی از پیشرفت و روشنفکری به حساب میآمد.

وی اضافه کرد: آشنایی جدی ما با غرب از همین قرن ۱۹ و با جنگهای روسیه آمدن کمپانیهای انگلیسی و فرانسوی به کشور و … آغاز شد و این غربی که ایران میدید چراکه حکومت در غرب توسط یک آدم معمولی اداره میشد که با خواست مردم میتوانست کنار گذاشته شود در ثانی غربیها رفاه، بیمارستان، دانشگاه، روزنامه و راهآهن داشتند کم کم ایرانیها این سئوال برایشان مطرح شد که چرا کشور ما نباید از این امکانات برخوردار باشد و میخواستند هر چه سریعتر به این بهشتی که تصور میکردند؛ برسند و این امر نهایتا به مشروطه منجر شد و بعد از مشروطه نیز ادامه پیدا کرد.

زیباکلام یادآور شد: اولین شکلگیری نهضت مارکسیستها در ایران به دوره رضاشاه برمیگردد البته در دوره مشروطه به واسطه فعالیتهای کسانی مثل پیشهوری تا حدودی اقدامات مشابه مارکسیستی در کشور وجود داشت اما جمعا کینه خاصی به این شدت نسبت به غرب را شاهد نیستیم حتی تقی ارانی و ۵۳ نفر به دلیل فعالیتهای مارکسیستی در زندان بودند هیچ گونه تضاد و تخاصم کینهورزانهای نسبت به غرب نداشتند و تنها تلاش میکردند مارکسیست و سوسیالیسم را بشناسند و معرفی کنند میتوان گفت بغض و کینهای که امروز که نسبت به غرب شاهد آن هستیم بعد از سقوط رضاشاه در ایران کلید خورد.

او در توضیح چرایی شکلگیری این کینه بعد از سقوط رضاشاه نیز اظهار داشت: اشغال ایران توسط اقمار شوروی و انگلستان باعث شد یک فضای سیاسی باز حدودا ۲۰ ساله در کشور حاکم شود و در این فضا احزاب سیاسی، مطبوعات و فعالیتهای مدنی شکل بگیرد از جمله این جریانات فکری آغاز فعالیت حزب توده به صورت جدی و رسمی بود که ماهیت مارکسیستی دارد. تفاوت فعالیت این حزب با نمونههای مشابه غربی این است که غرب را تنها نماد استعمار، استثمار و سرمایهداری معرفی میکرد و کم کم این نگاه خصمانه به غرب در ایران شکل گرفت البته از این مساله هم نباید غافل باشیم که این نگاه در آن زمان تنها محدود به ایران نبود و بسیاری از دیگر کشورها نیز در این مساله همراه حزب توده بودند و اساسا یک جنگ دو قطبی شرق و غرب همه جا را فرا گرفته بود.

این استاد دانشگاه متذکر شد: در آن زمان بزرگترین حزب فرانسه حزب سوسیالیستی و مارکسیستی بود در ایتالیای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی نیز مارکسیستها قدرت داشتند و حتی در خود آمریکا هم چپها فعالیتهای قابل توجهی نشان میدادند عملا در آن دوره مارکسیست مبدل شده بود به نمادی از راه امید و رسیدن به آزادی در خود ایران هم در فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ هر روشنفکر و هنرمند و اهل قلم قابل تأمل را که میبینیم یا عضو حزب توده بوده یا دست کم ادبیات و آثارش متاثر از این حزب بوده است البته از اوایل دهه ۶۰ میلادی به بعد مارکسیست کم کم جذابیت و درخشش خود را از دست داد و نهایتا به سقوط اتحاد شوروری و نظامهای کمونیستی اروپای شرقی منجر شد اما این افول مارکسیست در ایران اتفاق نیفتاد و حتی امروز در دهه ۹۰ و ۷۰ سال بعد از آن اتفاقات همچنان شاهد ادبیات و نگاه مارکسیستی به غرب هستیم و همان مسایلی را در قبال غرب مطرح میکنیم که جهانبینی مارکسیستی است.

نویسنده کتاب سنت و مدرنیته در پاسخ به چرایی عدم افول مارکسیست همپای جهان در ایران گفت: اولین دلیل عدم افول مارکسیست در ایران ضعف و عقبماندگی شدید علوم انسانی در کشور ماست به راحتی میتوان گفت در مباحث مرتبط با علوم انسانی چند صد سال از کشورهای دیگر عقب هستیم سایر کشورها مارکسیست را نقد کردند و ضعفها و ایرادات آن را آشکار ساختند اما ما هیچ فرصتی برای ظهور و بروز مکتب فرانکفورتیها نداشتیم و همان ادبیات مارکسیستی همچنان گفتمان غالب ماند. دلیل دوم وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود. انقلاب اسلامی به نوعی این نگاه به غرب را تقدیس کرد و حتی به آن درجه و اعتبار نیز داد.

وی ادامه داد: مهم نیست چقدر از نظر علمی این نگاه درست است یا خیر؟ اما هر چه هست این نگاه کینهتوزانه و ناقص به غرب بخشی از هویت جمهوری اسلامی ایران شده است. آیا در زمینه اقتصاد، اجتماع، سیاست، فرهنگ و … دستاوردی قابل ارائه داریم که بتوان آن را جایگزین غربستیزی دانست. اصولا با حذف غربستیزی جمهوری اسلامی چه رسالت دیگری برای خود قائل میشود؟ اینها نیز از جمله مواردی بود که فکر میکردم خیلی با چاپ آنها موافقت نشود اما در کمال ناباوری بعد از عید خود ارشاد تماس گرفت و از صدور مجوز خبر داد آنقدر متعجب بودم که باورم نمیشد و حتی تا زمانی که کتاب را در دست نگرفتم نگران بودم همین جا از آقایان جنتی، صالحی و سلگی برای همراهی در این باره کمال تشکر را دارم.

وی تاکید کرد: البته ممکن بود اگر هم با غرب آشنا نمیشدیم باز هم تغییراتی در کشور به وجود میآمد اما تاریخ علم اما و اگرها نیست و باید براساس مستنداتی که اتفاق افتاده صحبت کنیم. پس حالا که آشنایی ما با غرب آغاز شده و تغییراتی بعد از آن به وجود آمده بهتر است بر همین اساس به تحلیل و بررسی بپردازیم. با این وجود شکی نیست که زیر پوست جامعه در زمان قاجار تغییرات جدی در بین مردم اتفاق افتاد. یکی از تغییرات و تحولات مهم گسترش شهرنشینی در کشور بود. شهرنشینی انتظار و توقع از حاکمیت را بالا میبرد چراکه مردم توقع دارند امنیت، نظم، مدرسه، درمان و … برایشان فراهم شود و قطعا قاجارها توانایی سروسامان دادن به این درخواست را نداشتند و با یک بحران جدی مواجه میشدند. در کنار این یک تغییر تحول اساسی مهم در ذهن مردم شکل گرفت و آن این بود که در اواخر قاجار جامعه فهمید میتواند از شاه و حکومت مطالبه داشته باشد و جایگاه خدایی که برای سلطان قائل بود کم کم فروریخت. تا پیش از آن مردم تنها از حکومت اطاعت میکردند بیآنکه هیچ انتظاری داشته باشند حکومت هم هیچ وظیفهای در قبال مردم احساس نمیکرد اما با گسترش شهرنشینی ورق برگشت و مطالبهگری مردم از حکومت آغاز شد.

زیباکلام سپس در پاسخ به این سوال که در جامعه شریعتمدار ایران چگونه جریان چپ تا این حد نفوذ داشته است، گفت: تاریخ مدام میگوید که حزب توده نوکر و دست نشانده شوروی و مسکو بوده است اما واقعیت این است که نگاه حزب توده به شوروی و مسکو نگاه به یک برادر بزرگتر بوده، همانطور که سایر کمونیستها این نگاه را به شوروی داشتند . درثانی حزب توده به درستی فهمیده بود که ایران جامعهای مذهبی است و به شدت از بیان نظرات ضدمذهبی پرهیز میکرد البته این با نفاق فرق دارد چون هیچ کجا عنوان نمیکرد مسلمان هستیم اما هیچ گاه نیز شمشیر را از رو برای مبارزه با اعتقادات مردم بهکار نبست.

این پژوهشگر علوم سیاسی افزود: حزب توده در واقع ادبیات خود را که شامل ضدیت با غرب و سرمایهداری بود بدون هیچ گونه توهین به مقدسات مردم با آنها در میان میگذاشت و حتی با کسانی که باورهای مردم را تمسخر میکردند برخورد میکرد. حزب توده از نیاز به مبارزه با استعمار، استثمار و غارت صحبت میکرد و کجای این گفتمان با اسلام تعارض داشت؟ حتی میتوان گفت کسانی که علیه ادبیات مارکسیستی موضع گرفتند بدتر آب به آسیاب این حزب ریختند. مرحوم فلسفی در سخنرانیهایش میگفت “کمون” یعنی خدا و “کمونیست” یعنی خدا نیست. با چنین تحلیلهایی انتظار داشتیم روشنفکران و تحصیلکردگان ما گوش به صحبت آنها بدهند.

او درباره نقش عملکرد غرب در تصویری که ایران ۷۰ سال اخیر از آن در ذهن دارد، بیان کرد: اشکال اساسی درباره شناخت ما از غرب این است که توجه نمیکنیم بیشترین نقد به غرب، مدرنیته و تمدن غربی را خود غربیها داشتند. اصولا پست مدرنیست یعنی چه؟ فوکو، هابرمارس و دیگران در ایران خیلی خوب شناخته شدند چون فکر میکنیم غرب را زیر سوال بردند اما اینها تنها به نقد آنچه که در غرب گذشته پرداختند و هیچ گاه اساس و بنیان چیزی که غرب را غرب کرد؛ منکر نشده و آن را زیر سوال نبردند. آیا فوکو، هابرمارس و دیگران گفتند که باید به قرون وسطی برگردیم و عقلگرایی را کنار بگذاریم؟ اگر نقد غرب را مدنظر داریم باید ببینیم اینها به کدام قسمت نقد کردند؟ ما غرب را نقد نمیکنیم نفی میکنیم. اساس تفکر ما این است که نشان دهیم کلیت اساس غرب اختیار و خردگرایی که برای انسان قائل شده، اشتباه است.

زیباکلام تصریح کرد: اساس غرب مدرن حق مداری است و انسان با حق متولد میشود یعنی انسان فارغ از نژاد، زبان و … با مجموعهای از حقوق به دنیا میآید و هیچ کس نیز نمیتواند این حقوق مثل حق حیات، حق مالکیت، حق تعیین مذهب و … را از او بگیرد اما ما حتی حقوقمان نیز در چارچوب تکالیف تعریف شده است. متفکران غربی منتقد میخواهند پاسخ دهند چرا جنگ جهانی و فاشیسم به وجود آمد اما اصل و پایه تعقل را زیر سئوال نمیبرند و نمیگویند بشر توانایی تفکر ندارد. ایران تعقلگرایی غربی را قبول ندارد و به همین دلیل میخواهد اساسا آن را کنار بگذارد.

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 19:18

dadkhast alayhe shallagh

دادخواست شهروندی و ملی برای امضاء
“نه” می گویم به شلاق و هر گونه کیفر جسمانی

من با تکیه به حق طبیعی و حق شهروندی خود در بیان آزاد عقیده:

“نه” می گویم به مجازات شلاق و هر گونه کیفر جسمانی، زیرا شلاق و کیفرهای جسمانی، به معنای دقیق کلمه، “شکنجه” هستند.

“نه” می گویم به هرگونه محکومیت قانونی و یا فراقانونی به تحمل ضربه های شلاق یا دیگر کیفرهای بدنی. زیرا اینها کیفرهایی هستند مبتنی بر شکنجۀ جسمی و روحی که

آثار جبران ناپذیری بر جسم و روان محکوم گذاشته، به حرمت انسانی او آسیب رسانده و به روان و جسم فرزندان، همسران و بستگان محکومان، ضربه های ویرانگری وارد می کنند.

“نه” می گویم به هرگونه تماشای صحنه های محکومیت جسمانی. زیرا تماشا و سکوت در برابر آن را به معنای شرکت در بربریت و توحش می شمارم.

“نه” می گویم به هرگونه نهادینه و قانونی بودن قساوت، زیرا مستقیم و غیرمستقیم، توجیه گر و رواج دهندۀ خشونت ها و نابسامانی های فردی و اجتماعی می باشد.

“نه” می گویم به مجازات شلاق و کیفرهای بدنی، زیرا مایۀ شرمساری فردی و ملی ایرانیان نزد جهانیان هستند. من خواهان اعتلای نام ایران از راه پیشرفت های انسانی و اخلاقی، علمی و اقتصادی، هنری و گسترش صلح جهانی هستم و برآنم که هیچ مردمی نمی توانند صلح خواهی خود را به دیگر ابناء بشر ثابت کنند، مگر درون مرزهای خود، هرگز به قساوت، صورت قانونی نبخشند.

من خواهان الغای بیدرنگ مجازات های بدنی و در رأس آنها شلاق، و خواستار ختم هرگونه نمایش و تماشای قساوت می باشم.

برای امضا لطفا اینجا کلیک کنید

*****

I Say “No” to
the Practice of Whipping and Other Corporeal Punishments

Based on my natural and citizenship rights to free speech and freedom of ideas:

I Say “No” to the practice of whipping and any other sorts of corporeal punishments, for they exactly fit the definition of “torture”.
I Say “No” to any legal and formal or beyond-law punishments by whipping, or other bodily measures, for these are corporeal and psychological tortures with irreversible impacts on the convict, while severely damaging his/her human dignity. Moreover, such inhumane practices dramatically hurt the children, spouses, and relatives of the convict.
I Say “No” to any public exposure of whipping and other corporeal punishments, for I believe that witnessing such scenes and remaining silent means nothing but cooperating with the executors.
I Say “No” to legalizing and institutionalizing of the practice of whipping and other corporeal punishments, for directly or indirectly, they justify and instigate violence in the society, and eventually, contribute to individual and social disasters.
I Say “No” to whipping and other corporeal punishments, for such practices put Iranians – as individuals and as a nation – in severe shame and degradation. I strive to see the name of my country “Iran” in the first rank of human and ethical, scientific and economic, artistic and peace making progresses in the world, and I firmly believe that no nation can convince others about its peacefulness, unless inside their own borders they exert a zero tolerance policy toward legal forms of atrocity.
I plea for the immediate abolition of corporeal punishments and primarily, whipping. I call for putting an end to public exposing and watching the scenes of atrocity.

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 0:39

edam-gorohi-jaami-300x191

روز گذشته ۱۰ زندانی عمدتا با اتهام قتل برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان رجاییشهر کرج منتقل شدند. روزجاری آخرین ملاقات این زندانیان با خانوادههایشان انجام شد و احتمالا سحرگاه فردا در صورت عدم رضایت اولیای دم به دار آویخته خواهند شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته ۱۰ زندانی عمدتا متهم به قتل برای اجرای حکم از زندان های ندامتگاه و رجاییشهر به سلولهای انفرادی زندان رجاییشهر کرج منتقل شدند.

تنی از خانواده های این زندانیان در گفتگو با هرانا ضمن تایید این گزارش اعلام کردند “امروز آخرین ملاقات را با زندانیان داشتند و ساعت ۵ صبح فردا در صورت عدم رضایت اولیای دم اعدام خواهند شد”

لازم به ذکر است با پایان یافتن ماه رمضان عملا وقفه ای که در اجرای احکام اعدام در ایران شکل گرفته بود به پایان رسید و بار دیگر بخصوص در هفته اخیر شاهد اعدام های جمعی و همینطور در ملاعام بودیم.

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:10

edam-ghezelhesar-300x191

سحرگاه روز ۲۷ تیرماه ۱۱ زندانی که از زندانهای مختلف جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان قزلحصار کرج منتقل شده بودند، به دار آویخته شدند. حکم اعدام دوتن از این زندانیان در ملاء عام اجرا شد. ۹ تن از این زندانیان در قزلحصار اعدام شدند که هویت هفت تن از آنان تا زمان تنظیم این گزارش توسط هرانا احراز شده و در پی می آید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۱۱ زندانی روز بیستوششم تیرماه از زندانهای مختلف شامل ۴ زندانی از زندان ندامتگاه، ۴ زندانی از زندان تهران بزرگ، ۱ زندانی از زندان قزلحصار، ۱ زندانی از زندان رجایی شهر کرج و ۱ زن از محلی نامشخص جهت اجرای حکم اعدام به انفرادی های زندان قزلحصار کرج منتقل شدند.

از این بین، حکم نه تن در زندان قزلحصار اجرا شد و دو تن دیگر در ملاء عام به دار آویخته شدند.

هویت پنج نفر از این زندانیان که در زندان قزلحصار اجرا شدند بدین شرح میباشد:

۱- سعید صابری /اتهامات مربوط به مواد مخدر
۲- مسلم بهرامی /اتهامات مربوط به مواد مخدر
۳- ساعد حقانی /اتهامات مربوط به مواد مخدر
۴- رضا راد /اتهامات مربوط به مواد مخدر
۵- سلمان بهرام پور /اتهامات مربوط به مواد مخدر

۶ و ۷ – همچنین بنا به گفته سیدحسین حقیقی فرمانده انتظامی شهرستان کرج، هویت دو زندانی دیگر با اتهام تجاوز به عنف «ق.ج» و «م.ر» اعلام شده که در مهرشهر کرج در ملاءعام به دار آویخته شدند.

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:10

edam-nedamatgah-300x191

سحرگاه امروز سه زندانی با اتهامات نامشخص در ندامتگاه کرج به دار آویخته شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز جاری حکم اعدام سه زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج به اجرا درآمد.

این زندانیان روز گذشته به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند.

از اتهام و هویت زندانیان اعدام شده تا لحظه تنظیم این خبر اطلاعی حاصل نشده است، همینطور رسانههای رسمی و ارگانهای دولتی نیز در اینباره سکوت اختیار کرده اند.

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 19:10

bikari

با وجود اینکه حل معضل بیکاری یکی از کلیدیترین وعدههای رئیسجمهور در زمان تشکیل دولت تدبیر و امید بود ولی در آستانه پایان کار این دولت، وزرا همچنان نسبت به وقوع بیکاری بزرگ هشدار میدهند!

به گزارش ایلنا از ارومیه: علی طیب نیا؛ وزیر اقتصاد میگوید حدود ۵ میلیون نفر دانشجوی در حال تحصیل و از متولدین ۳ دهه گذشته کشور آماده ورود به بازار کار کشور هستند که بدون رشد اقتصادی مستمر، امکان ایجاد اشتغال برای این تعداد جمعیت وجود ندارد.

همچنین عبدالرضا رحمانی فضلی؛ وزیر کشور هم اخیرا با هشدار نسبت به اینکه تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون بیکار داریم با اشاره به ضرورت تحقق اقتصاد مقاومتی و افزایش تولید و اشتغال تصریح کرد: با روند فعلی، ۳.۵ میلیون بیکار تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون نفر میشود.

یکی از کلیدی ترین وعده های دکتر روحانی در ابتدای فعالیت دولت تدبیر و امید حل معضل بیکاری و ایجاد اشتغال برای جوانان بود. وی در تابستان سال ۹۲ وعده هایی را در اینباره به جامعه داده بود که تا به امروز و در یکسال مانده به پایان دولت تدبیر و امید، این وعده محقق نشده و بیکاری همچنان به عنوان معضل اول بسیاری از خانواده های ایرانی خودنمایی می کند.

حل بیکاری؛ وعدهای که عملی نشد

در عین حال، با وجود هشدارهایی که از سوی مقامات مختلف دولتی در سال های اخیر پیرامون شکل گیری بیکاری بزرگ در ایران مطرح شده، هیچگونه راهکار عملیاتی و تغییر در اوضاع بیکاران به چشم نمی خورد. مراکز آموزشی پایه و عالی کشور همچنان به منوال گذشته کار می کنند و صدور مدرک دانشگاهی نیز ادامه دارد.

همچنان دانشگاه های مختلف کشور برای پُر کردن صندلی های خود با یکدیگر رقابت می کنند و نه تنها از تعداد رشته های دانشگاهی اشباع شده و بدون کاربرد در اقتصاد ایران کاسته نشده، بلکه ایجاد واحدهای دانشگاهی جدید و تشویق جوانان برای ورود به دانشگاه ها همچنان ادامه دارد.

نه خبری از بازنگری در رشته های بی شمار دانشگاهی است و نه تغییری در مدل ها و روش های تدریس در مدارس؛ بنابراین تا زمانی که دولت تصمیم به اعمال تغییرات اساسی در نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور نگیرد و فرهنگ کار در کشور تغییر نکند، وضع به همین منوال خواهد بود.

اینکه سال هاست در دانشگاه ها رشته هایی تدریس می شود که فرد پس از فراغت از تحصیل امکان ورود به بازار کار را ندارد و یا کارفرمایان، فارغ التحصیلان بسیاری از رشته ها را نمی پذیرند، از مسائل و موانع کلیدی اشتغال فارغ التحصیلان در بازار کار ایران است؛ بنابراین تا زمانی که دولت و دستگاه های مسئول از خود نپرسند که چرا وضع اینگونه است و کسی به فکر حل ریشه ای اینگونه مسائل نباشد، همچنان بسیاری از جوانان امکان ورود به بازار کار را نخواهند داشت و سخنرانی و هشدار گِرهی از مشکلات را باز نخواهد کرد.

فقط هشدار مسئله بیکاری را حل نمیکند

سوال مهم این است که اگر امروز عدم مهارت کارجویان به عنوان دلیل اصلی بیکار ماندن آنها مطرح می شود، چه کسی مسئول آموزش درست به افرادی بوده که سال ها عمر خود را در کلاس های درس گذاشته اند؟ آیا اگر نظام آموزشی کشور به سمت مهارت محوری، کشف استعداد و هدایت افراد جامعه به سمت فعالیت هایی که با توانمندی های آنها مطابقت دارد پیش برود شرایط جوانان برای اشتغال بهبود نخواهد یافت؟

اینکه مقامات دولتی تنها آمار بدهند و بگویند اگر کاری نشود بیکاری بسیار بدتر از امروز خواهد شد که مشکلی حل نمی شود چون اگر هم قرار است کاری بشود این دولت است که ابزارها و امکانات داشته و قدرت تصمیم گیری دارد. هر چند جوانان نیز باید خود را به علوم روز، مهارت و تخصص های گوناگون تجهیز نمایند ولی دستیابی فرد به مهارت، شناسایی استعدادهای افراد، دسته بندی توانمندی ها و علایق نیروی انسانی و مانند آن، پروسه ای طولانی است که در طول زمان به دست می آید و بهترین جایی که می توان آن را پیاده سازی کرد، نظام آموزشی است.

این دولت است که می تواند نظام آموزشی کشور را ملزم و مجبور به تغییر برنامه های آموزشی و شناسایی توانمندی ها و استعدادهای افراد از دوره پایه نماید و آموزش ها را به نحوی پیش ببرد که افراد در پایان دوران تحصیلات متوسطه آماده ورود به بازار کار در یک رشته خاص باشند.

اما آنچه که در ایران می گذرد این است که افراد وارد نظام آموزشی شده، چند سالی را در مدارس دروس عمومی می گذرانند که شاید به بسیاری از آنها علاقه ای نداشته باشند و هزینه و وقت افراد و همچنین منابع کشور هدر برود، سپس بسیاری بر اساس علایق و خواسته های خود و یا خانواده انتخاب رشته تحصیلی می کنند که آن هم بسیار محدود و تنها در چند گروه اصلی علوم انسانی، ریاضی و علوم تجربی است و همه یا می خواهند دکتر شوند و یا مهندس!

همه میخواهند دکتر شوند یا مهندس

بسیاری حتی در زمان انتخاب رشته دانشگاهی نیز هدف خاصی را دنبال نمی کنند و برای اینکه مدرکی داشته باشند وارد رشته ای می شوند که دانشگاه پیشنهاد می کند. در این شرایط است که فرد تنها به پشت میزنشینی فکر می کند چون توانمندی دیگری ندارد و اگر هم خود در دوران مدرسه توانسته استعدادی را در خود کشف کند، احتمالا در آن مسیر وارد نشده و حالا به جمع لیسانس و فوق لیسانس و حتی دکترهای بیکار کشور خواهد پیوست.

این در حالی است که در نظام های پیشرفته آموزشی دنیا نه تنها تمامی مشاغل از پایه به افراد شناسانده می شود، بلکه شغل و کار در رشته های مختلف محترم شمرده می شود و افراد به نسبت توانمندی ها و استعدادهای خود به سمت تحصیلات آکادمیک گام بر می دارند و انتخاب ها آگاهانه است.
دیگر اینگونه نیست که بسیاری از مشاغل خالی بمانند و افراد برای بعضی از مشاغل خاص صف تشکیل دهند. پس وقتی در این بخش مشکل داریم و تنها بخشی از مشاغل را در شان خود دانسته و مابقی را پَست تلقی می کنیم، در واقع فرهنگ کارمان دچار مشکل است و باید در مدارس محترم بودن همه مشاغل به ما آموزش داده می شد و اگر هم مشاغل گوناگون دارای درجه بندی ها و اهمیت های مختلف است، دستکم با دیده احترام به همه آنها نگریسته شود.

هدف از بیان این مسائل، طرح ضعف ها و موانع کلیدی و ساختاری آموزش ها در ایران است که نهایتا منجر به بیکاری میلیونی می شود و چون این مسائل حل نشده و اساسا درباره آنها فکری نشده است، مقامات دولتی تنها هشدار می دهند و می گویند خطر بیکاری بزرگ در راه است! در واقع این دولت ها هستند که به وظایف خود در باب حل اساسی مشکلات مربوط به بازار کار فکر نکرده و تنها نگاه مقطعی و شعاری به معضل بیکاری داشته اند.

به نظر می رسد در طول دهه های اخیر و همزمان با موج تقاضای جامعه برای ورود به دانشگاه ها، نوعی منبع کسب درآمد برای نظام آموزش عالی کشور ایجاد شده که امروز حاضر به متوقف کردن آن نیست و مرتبا صندلی به کلاس های دانشگاه ها اضافه می شود. برخی کارشناسان می گویند افزایش تعداد متقاضیان تحصیلات دکترا در ایران به بالای یک میلیون نفر در سال، دستاورد نیست بلکه هشداری برای سیاست گذاران کشور است که باید این روند را متوقف کنند چون در غیر اینصورت باید به فکر مشاغلی باشند که تحصیل کرده های عالی آنها را در شان خود بدانند و متناسب با تحصیلات آنها باشد و بسیاری از کارها روی زمین بماند و کسی حاضر به انجام آنها نباشد.

احتمال اجباری شدن آموزشهای مهارتی از دبستان

به گزارش افکار نیوز ؛ با این وجود، شاید تدوین برنامه ای که وزیر کار از آن به عنوان ابلاغ اجباری شدن آموزش های فنی و حرفه ای از دوره دبستان نام بُرده، بتواند کورسوی امیدی برای تغییر نظام تئوریک آموزشی در ایران و جراحی تاریخی در این سیستم فکری باشد. آموزش هایی که در صورت اجرای درست و هدایت جوانان به سمت پرورش استعدادها و علایق می تواند دستکم موضوع بیکاری و تقاضای شغل در ایران را طی دهه های آینده به صورت ریشه ای حل کند.

از یاد نبریم که زمانی نه چندان دور کشور پذیرای پزشکان خارجی از کشورهای آسیای جنوب شرقی مانند فیلیپین بوده که در ایران به کار طبابت مشغول بوده اند و امروز شرایط به گونه ای است که بسیاری از فارغ التحصیلان رشته های پزشکی خودمان بیکار مانده و در انتظار شغل هستند و اینها همه از آثار ترویج یکباره تحصیلات دانشگاهی در ایران است. بنابراین نه آن وضعیت که کشور را نیازمند خارجی ها در بخش پزشکی کرده بود قابل قبول بوده و نه امروز که جوانان خودمان در صف انتظار کار مانده و کشور با مازاد نیروی انسانی در بسیاری از رشته ها مواجه است، قابل قبول است چون در هر دو صورت مشکل نیروی انسانی پابرجاست و حل نشده و یکروز کمبود نیرو داریم و روزی دیگر مازاد نیرو!
نویسنده:عبداسلام معروفی
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 17:26

kahesh-ab

رئیس سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری گفت: از ۶۰ سال گذشته تاکنون بیش از ۳۰ درصد از سفرههای آبهای زیر زمینی در مناطق بیابانی کاهش یافته است.

به گزارش ایلنا، خدا کرم جلالی روز چهارشنبه در دیدار با محمدرضا خباز استاندار سمنان افزود: باید با برنامه های منسجم در صدد رفع این پدیده در کشور باشیم.

جلالی بیان کرد: از سال ۵۷ تاکنون فقط ۲۵ میلیون هکتار طرح آبخیزداری اجرایی شده است و این میزان با استانداردهای جهانی طرح بیابان زدایی فاصله بسیاری دارد.

وی اظهار کرد: اکنون در بیابانهای کشور به طور میانگین سالانه ۳۵ سانتیمتر نشست زمین صورت میگیرد.

به گفته جلالی، با تخصیص اعتبار کنونی بیش از ۲۰۰ سال طول میکشد که طرحهای آبخیزداری در مناطق کویری کشور اجرا شود.
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 17:26

در روز ۳۰ تیر ۱۳۳۱ یک سال و ۴ ماه پس از به ثمر نشستن نهضت ملی صنعت نفت، مردم ایران با راهپیمایی در خیابانها خواستار برکناری احمد قوامالسلطنه و بازگشت دکتر محمد مصدق به پست نخستوزیری شدند.

قیام پرشکوه و تاریخی ۳۰ تیر ۱۳۳۱، از سرفصلهای شاخص نهضت ملی ایران به شمار میرود. این حرکت عظیم در دورانی رخ داد که ملت با حضور تمام عیار در صحنه، اجازه انحراف نهضت را به هیچ فرد و جریانی نمیداد و جز وصول به اهداف عالیه آن، به هیچ چیز راضی نمیشد. از این روی در سیام تیر ماه ۱۳۳۱، مردم ایران در پی چند روز مبارزه پیگیر، به تمامی به پا خاستند و راه بازگشت دکتر مصدق و نیل به آرمانهای نهضت را، پیش روی کارگزاران آن هموار ساختند، هرچند که در آینده موج این نهضت به ساحل نرسید.

دیدن این تصاویر که به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد قیام ۳۰ تیر منتشر شده، خالی از لطف نیست.

mossadegh 01

mossadegh 02

mossadegh 03

mossadegh 04

mossadegh 05

mossadegh 06

mossadegh 07

mossadegh 08

mossadegh 09

mossadegh 10

mossadegh 11

mossadegh 12

mossadegh 13

از: ایلنا

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 17:26

servat melli fessad ekhtelas dozdi

معاون اول رئیس جمهور در افتتاحیه طرح پتروشیمی شیراز گفت: بخشی از تحریمها علیه ملت ایران برچیده شده و بخش دیگر نیز باید لغو شود، فردی به مبلغ احداث ۴ پتروشیمی شیراز ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از کشور بُرد.

به گزارش فارس از شهر مرودشت شیراز، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور پیش از ظهر امروز در آئین افتتاح واحد اوره و آمونیاک شرکت پتروشیمی شیراز گفت: اقتصاد کشور هماکنون با برداشته شدن یک به یک موانع، در مسیر صحیحی قرار گرفته و در ریل واقعی خود و مسیر رشد و توسعه قرار گرفته است.

وی با تأکید بر حرکت پر سرعت اقتصاد ایران عنوان کرد: چالشهای پیش روی اقتصاد ایران جدی است و این در حالی است که باید اقتصاد کشور پاسخگوی اقتدار ایران در منطقه حساس خاورمیانه به عنوان کشوری مقتدر و با ثبات باشد و کمک کند تا منطقه خاورمیانه نیز به سمت آرامش حرکت کرده و تروریسم از بین برود.

وی افزود: اقتدار اقتصاد ایران باید متناسب با شأن مردمان آن باشد و پیشرفت ایران به نقطهای برسد که مسأله مهم بیکاری حل شده و جوانان از کار مناسب برخوردار شوند.

جهانگیری با بیان اینکه اقتصاد ایران باید امکان افزایش رفاه و درآمد مردم را داشته باشد، گفت: مردم ایران باید از زندگی در شأن خودشان برخوردار شوند، یکی از موانع پیش روی کشور تحریمها و فشارهای ظالمانه علیه ملت بوده که بخشی از آنها لغو و باید بخش دیگر آن نیز با توجه به تعهدات غربیها در توافق برجام لغو شود.

به گفته وی، بخش خصوصی باید از حضور قدرتمندی در ایران برخوردار باشد. باید زمینهای به وجود آورد که از نظر فرهنگی بخش خصوصی وجود داشته باشد که فضای امن کار را احساس کند و فضای مطمئنی بر اقتصاد کشور حاکم باشد.

وی افزود: آنچه در اقتصاد کلان اهمیت دارد، عوامل داخل بنگاهها و صاحبان آنها و در عین حال فضای پیشبرنده اقتصادی حاکم بر بنگاهها است، وجود شاخصهای اقتصادی مطمئن، قابل پیشبینی بودن آینده و ایجاد محیطی برای فعالان اقتصادی که بتواند ۵ سال آینده را پیشبینی کند و یا اطمینان از تغییرات نرخ ارز، نرخ تورم، نرخ سود بانکی و یا قیمت متغیرهای انرژی است.

معاون اول رئیس جمهور با بیان اینکه دولت تلاش کرده تا فضای اقتصاد را برای فعالان کشور قابل پیشبینی کند، گفت: مردم هماکنون مطمئن هستند که نرخ دلار دیگر شبانهروزی تغییر نمیکند، مردم میدانند که دولت با سیاستگذاری کاری میکند که نرخ سود بانکی کاهش یابد و فضای سیاسی اجتماعی کشور باید آرام باشد.

جهانگیری با بیان اینکه آن دسته از افرادی که عنوان میکنند فضای کشور با ثبات نیست قطعاً به نفع جوان ایرانی و اقتصاد کشور کار نمیکند، گفت: باید فضایی ایجاد کرد که جوان ایرانی احساس امنیت کند و در عین حال فعالان اقتصادی بتوانند کالای خود را تامین کند به نظر میرسد این توفیق هماکنون نصیب دولت شده که بتواند این فضا را در کشور حاکم کند.

وی افزود: آنچه در نهایت باید رخ دهد اینکه باید بخش خصوصی میداندار اقتصاد باشد و باید همه از این موضوع حمایت کنند.

جهانگیری گفت: آنچه اهمیت دارد اینکه باید شرایطی وجود داشته باشد که نهادهای عمومی و خصوصی بتوانند سهام خود را در بورس عرضه کنند و بگذارند تا مردم سهامدار باشند، تا از این طریق تأمین مالی انجام شود. در حال حاضر حجم صادرات کشور به بیش از ۵ میلیارد دلار رسیده و باید از کل واحدهای پتروشیمی فعلی در این بخش قدردانی کرد که توانستهاند، در دوران تحریمها این اقدامات را انجام دهند.

جهانگیری عنوان کرد: فردی به اندازه احداث ۴ پتروشیمی شیراز در گذشته مبلغی در حدود ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از پولهای کشور را برداشت و بُرد؛ امیدواریم که شرکتهای پتروشیمی بخش خصوصی در این زمینه افزایش و توسعه یابد و با توجه به فرصتهای خوبی که برای کشور به وجود آمده و در عین حال چهارچوبهای اقتصاد مقاومتی بتوانیم وارد رونق اقتصادی شویم.
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 15:08

رسانههای دولتی ترکیه روز سهشنبه ۲۹ تیرماه گزارش دادند که وزارت آموزش ملی این کشور ۱۵ هزار معلم را اخراج و مجوز فعالیت ۲۱ هزار معلم در مدارس خصوصی را به اتهام وابستگی به گروه فتحالله گولن لغو کرده است. شمار اخراج شدگان از نهادهای دولتی و امنیتی ترکیه تاکنون به ۵۰ هزار نفر رسیده است.

گزارش رسانههای دولتی این کشور حاکی است که وزارت علوم ترکیه از ۱۵۷۷ نفر روسای دانشگاهها و دانشکدههای دولتی خواسته است که استعفای خود را به شورای آموزش عالی بفرستند. یعنی روسای تمامی دانشگاههای دولتی کشور تغییر میکنند.

در وزارت کشور نزدیک به ۹ هزار نفر از جمله ۳۰ استاندار ، ۴۷ بخشدار و حدود ۸۰۰۰ هزار پلیس اخراج شدند.

در وزارت امور اجتماعی و خانواده ۴۰۰ نفر اخراج شدند. در اداره امور دینی کشور ۴۹۰ مقام مذهبی از جمله سه امام جمعه از کار برکنار شدند. در ترکیه بیش از ۸۵۰۰۰ مسجد وجود دارد.

روز دوشنبه هم ۱۵۰۰ نفر از کارمندان وزارت دارایی اخراج شدند. از سازمان اطلاعات ترکیه، میت، هم ۱۰۰ نفر اخراج شدند.

به گزارش خبرگزاریهای رویترز و آسوشیتدپرس، رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه، و دولت این کشور از روز جمعه که کودتای نظامی ناکام مانده است فتحالله گولن، واعظ مقیم آمریکا، را به رهبری آن متهم کرده و موج وسیعی از پاکسازی طرفداران وی را آغاز کردهاند.

روز سهشنبه همچنین مجوز فعالیت ۲۴ شبکه رادیویی و تلویزیونی و ۲۰ سایت اینترنتی متهم به هواداری از فتحالله گولن لغو شد.

روزنامه حریت چاپ ترکیه گزارش داده که تعداد اخراجیها از نهادهای دولتی و امنیتی ترکیه تاکنون به ۵۰ هزار نفر رسیده است.

در کودتای نافرجام ترکیه دستکم ۲۳۲ نفر کشته شده و آنکارا خواستار استرداد این واعظ مذهبی شده است. بینعالی ایلدریم، نخستوزیر ترکیه، میگوید مدارک درخواست استرداد فتحالله گولن به ایالات متحده ارسال شده است.

وی روز سهشنبه در پارلمان این کشور گفت آنکارا چهار پرونده را به آمریکا ارسال کرده و خواستار استرداد فتحالله گولن شده است.

نخستوزیر ترکیه با اشاره به اینکه مدارک ارسالشده «حتی بیش از خواسته آمریکا است»، ایالات متحده را به داشتنِ «استاندارد دوگانه» متهم کرد.

در همین حال، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز سهشنبه گفت که هنوز درخواست رسمی استرداد آقای گولن را دریافت نکردهاند.

گزارشها حاکی است که به دنبال این تحولات، ارزش لیر، واحد پول ترکیه، با یک درصد کاهش به بالای سه لیر در ازای هر دلار رسیده است.

متحدان غربی ترکیه با دولت این کشور اعلام همبستگی کردهاند ولی در عین حال نسبت به پاکسازیهای صورت گرفته هشدار داده و خواستار احترام به ارزشهای دمکراتیک از سوی مقامهای این کشور شدهاند.

یک نهاد حقوق بشر وابسته به سازمان ملل نیز از مقامهای ترکیه خواست در مواجهه با کودتای نافرجام اخیر در این کشور «قانون را رعایت کنند».

زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، در بیانیهای که روز سهشنبه منتشر شد، با ابراز نگرانی از احتمال بازگشت مجازات اعدام در ترکیه، خواستار دسترسی نهادهای مستقل به محل بازداشت دستگیرشدگان اخیر در این کشور شده است.

گزارشگران بدون مرز نیز در بیانیه جداگانهای، با انتقاد از فیلتر شدن بیش از ده سایت در ترکیه طی روزهای اخیر، به مقامهای این کشور هشدار داد که «رسانههای منتقد را وادار به سکوت نکنند».

جزئیات تازه از کودتا در ترکیه

جزئیات بیشتری از کودتای جمعه شب منتشر شده است از جمله اینکه ساعت چهار بعد از ظهر سازمان اطلاعات ترکیه،میت، از طرح کودتا با خبر شده و رییس این سازمان به مقر ستاد کل ارتش ترکیه رفته و در جلسهای با شرکت رییس ستاد کل و چند نفر از مقامات ارشد ارتش برنامهای فوری برای جلوگیری از کودتا ریخته شده است.

به گزارش رسانههای ترکیه، بعد از این جلسه به تمام پایگاههای هوایی در کشور دستور داده شده که هیچ جنگنده یا هلیکوپتر نظامی حق پرواز ندارد و تانکها هم نمیتوانند از پایگاههای خود خارج شوند.

در همین حال گفته شده که طرح اولیه شروع کودتا در ساعت سه بامداد و اعلام حکومت نظامی در ساعت شش صبح شنبه بود ولی وقتی که کودتاگران خبردار شدند که فرماندهی ارتش از برنامه آنها برای کودتا مطلع شده عملیاتشان را ساعت ده شب شروع کردند.

مهمترین مسئلهای که هنوز اطلاعاتی دقیقی درباره آن در دست نیست رهبری کودتا و طراحان آن است. تا روز دوشنبه گفته میشد آکین اوزتورک فرمانده سابق نیروی هوایی رهبری کودتا را در دست داشت اما اوزتورک روز دوشنبه در دادگاه حاضر شد و به نوشته مطبوعات ترکیه در بازجوییها به دادستان گفته که در کودتا نقشی نداشته است.

آقای اوزتورک به دادستان گفته که روز کودتا در ازمیر بوده و حوالی ساعت یک و نیم همراه با فرمانده نیروی زمینی به آنکارا بازگشته است.

اوزتورک تاکید کرده که از طراحان کودتا و فرماندهان آن اطلاعی نداشته است.
از: رادیو فردا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 4:52

chahar mahal bakhtiari 1

گزارش ها از شهر بلداجی در استان چهارمحال و بختیاری از بروز درگیری بر سر انتقال آب و دخالت پلیس در آن حکایت دارد که با خشونت همراه شده است.

خبرگزاری فارس در صفحه توییتر خود از آتش گرفتن ساختمان دادگاه بلداجی در جریان درگیری ها خبر داده و می گوید که چند مأمور پلیس زخمی شده اند.

شاهدان عینی می گویند که دست کم ۵۰ نفر بازداشت و ده ها نفر زخمی شده اند.

گزارش های تأیید نشده ای از کشته شدن یک یا دو مأمور پلیس منتشر شده که بیبیسی نمی تواند مستقلا آنها را تأیید کند.

درگیری پس از آن آغاز شده است که گروهی از ساکنان محل با تجمع در نزدیکی تالاب چغاخور قصد داشتند مانع از آغاز عملیات لوله گذاری پروژه انتقال آب به کارخانه فولاد سفیددشت شوند.

مأموران پلیس ضد شورش ایران برای حفاظت از کارکنان پروژه انتقال آب و تأمین امنیت این پروژه در محل حاضر شده اند که میان آنها و معترضان درگیری ایجاد شده است.

ناصر کرمی، اقلیم شناس و استاد دانشگاه برگن نروژ در این مورد می گوید: چهارمحال و بختیاری از جمله پرآب ترین مناطق ایران بوده، اما اکنون گفته می شود که به بیش از ۵۰۰ روستا در این استان با تانکر آبرسانی می شوند.

این مشکل سه عامل اصلی دارد: اول اینکه در حال حاضر سالانه دو میلیارد متر مکعب آب از زاگرس به دشت های ایران و شهرهایی مانند اصفهان، یزد، کرمان و قم منتقل می شود. دوم اینکه حفر بی رویه چاه های عمیق در سال های اخیر سفره های زیر زمینی را به شدت آسیب زده است و سوم اینکه میزان بارندگی کاهش یافته است.

مجموعه این عوامل باعث ایجاد نگرانی عمومی در منطقه در مورد آب شده است و زمینه روانی درگیری اخیر تا حدود زیادی تحت تأثیر این نگرانی است.

به گفته آقای کرمی، پروژه بزرگ فولاد سفیددشت فاقد سیستم بازچرخانی آب است و عملا آب را می بلعد، به همین دلیل مسئولان آن به انتقال آب از منابع دیگر منطقه، از جمله تالاب چغاخور متوسل شده اند.

تصاویر زیر را مخاطبان بیبیسی برای ما فرستاده اند:

chahar mahal bakhtiari 2

chahar mahal bakhtiari 3

chahar mahal bakhtiari 4

از: بی بی سی

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 0:57

farhad-aish

رضا آشفته: فرهاد آییش در این سالها هم در تئاتر و هم در سینما و تلویزیون بازیهای متفاوت و درعینحال چشمگیری را ایفا کرده. او این روزها در تالار وحدت نقش مصدق، یکی از مصداقیترین بازیهایش را به نمایش گذاشته است که میتواند دوباره سرفصلی در کارنامه هنریاش باشد. با او درباره این نقش گفتوگو کردهایم.

اولین برخوردتان با شخصیت دکتر مصدق در نمایشنامه اصغر خلیلی چگونه بود؟

وقتی متن را خواندم، در برخورد اولم گاردهایم را باز کرده بودم که جذبش کنم؛ بنابراین هیچی… قضاوتی نداشتم؛ بلکه بلافاصله حس کردم نیاز شدیدی دارم به تحقیق… به دلیل اینکه با پدیدهای روبهرو هستم که درواقع یک شخصیت واقعا موجود است و الان هم افرادی هستند که میتوانند به تالار بیایند و بنشینند و ببینند. من خیلی نمیتوانم مثل آن نقشهایی که شما ذهنی (سوبژکتیو) برخورد میکنید، برخورد کنم؛ چون باید عینی (ابژکتیو) برخورد کنم. این یک پدیده تاریخی و شناختهشده است و پیشقضاوت هست و نمیتوانید با ذهنیت خودتان از آن دور شوید و آن شکل دلخواهتان را به نقش بدهید؛ بنابراین نیازمند تحقیق هستید.

نظر اولیه درباره متن چه بود، قطعا با نگاه جذب به توافق اولیه رسیدید؟

بله، متن از نظر تاریخی جذاب بود. نگرانی من این بود که آیا با شخصیت مصدق میخواهد مثبت برخورد بشود یا منفی. وقتی دیدم که مثبت است، قبول کردم؛ وگرنه قبول نمیکردم؛ چون او شخصیتی است که ممکن است اشتباهات زیادی کرده باشد؛ اما قدیمیها و وطنپرستها دوستش دارند. حالا خودم زیاد هم وطنپرست نیستم و بیشتر بینالمللی فکر میکنم؛ ولی بههرحال یک شخصیت دوستداشتنی بود.
از نظر ساختار؟

از نظر درام، خیلی جذابیت قصهای ندارد؛ بنابراین یکسری کلاژ است از اتفاقات تاریخی.

یعنی میشود گفت به جای آنکه اتکا به ساختار درام و تخیل بکند، بیشتر دادهپردازی برای جاذبههای نمایشی کند و بیشتر اتکایش به سند و تاریخ است؟
بله، من بیشتر نگران جذابیت کار بودم که آقای خلیلی گفت در کارگردانی در نظر میگیرم و فضاها را، فضای کودتا، فضای سیاسی آن دوره را و روابطی بین روزنامهنگارها و سیاستمدارها و تأثیراتشان را بر هم، در کار ارائه میکنم. به نظر میآید که تا حدی این کار را کردهاند.

در تحقیق چه مسیری را رفتهاید و از چه منابع اصیلی بهره بردهاید که به نقش نزدیکتر شوید؟

من از دو سو تحقیقم را شروع کردم. یکی از سوی سیاسی و اجتماعی که این آدم درواقع چه شرایطی را ایجاد کرده و چه اتفاقاتی برایش افتاده که ازایننظر منابع بسیار است. البته منابع متناقض هم زیاد است؛ یعنی ما از نگاهها و ایدئولوژیهای مختلف میبینیم که هرکدام از تاریخها از ظن خود یارش شده. همه را میگرفتم، بدون اینکه تصمیم بگیرم چه گرایشی دارم؛ چون یک کانال بود که آرامآرام به قضیه روانشناسی این آدم برسم. حالا آدم بخواهد از طریق سیاسی و اجتماعی و اتفاقات سیاسی نقب بزند به شخصیت یک آدم، یک چیز است و اینکه واقعا آن آدم چطور شخصیتی داشته، یک چیز دیگر. من چیز مشخصی ندیدم؛ بنابراین از خوشههای مختلف چیدم. خوشبختانه با آقایی به نام حمیدرضا عابدیان آشنا شدم و از طرف دیگر هم با آقای خلیلی که تحقیقات خودش را کرده بود، در تماس بودم. راه دومم درواقع نگاهکردن به فیلمها، عکسها و تُن صدا و خاطراتی بود که از این آدم هست؛ درواقع من دنبال میانبری بودم تا از طریق این دریافتها یک روح را استنتاج کنم؛ اگر بتوانم آن را زیر پوست خودم بیاورم.

موفق شدهاید؟

تا الان موفق نبودهام؛ اما از نظر حسی آقای مصدق را میشناسم. اینکه زیر پوستم میآید، در ٢٠دقیقهای که روی صحنه هستم، شاید چهار دقیقهاش میآید و بعد میرود. حالا یا او لجوج است یا من خیلی پشتکار ندارم. نمیدانم!

فکر میکنم این اتفاق تا چند شب دیگر در اجرا بیفتد؛ چون حس میشود تمرینها دوره کامل خودش را سپری نکرده باشد و اجرا هنوز حالت تمرین دارد.
بله، این را بیشتر بازیگرها احساس کردهاند و خود آقای خلیلی هم یک مقدار غافلگیر شد؛ یعنی زمانی را به او دادند. چون دلگُنده است، فکر میکرد که میتواند و البته توانست؛ ولی به قیمت یک مقدار اجراهای اول ضعیفبودن که آدم خجالت میکشد؛ ولی دارد خودش را جمع میکند. من دوست دارم آدم از اولین اجرا احساس غرور کند تا اینکه مدام خجالت بکشد که ای کاش شب سوم و چهارم آمده بودید.

بازی در نقش سقراط به دلیل اینکه مربوط به دو هزارو ۵٠٠ سال پیش و سرزمین یونان بوده، نسبت به مصدق که ایرانی و معاصر است، راحتتر نبود؟

آدمهایی که شبیه هم هستند، یک مقدار اخلاقهایشان نزدیک به هم است. من با تکیه بر این عقیده راحتتر مصدق را قبول کردم؛ زیرا ساختار صورت، به غیر از چانه، خیلی شبیه به هم است. معتقدم از جنبههایی میخواهیم فصل مشترک داشته باشیم که فکر میکنم درست است؛ یعنی یک شوخمنشی داشته و درعینحال نوعی جدیت که هر دوِ اینها را دارم. بههرحال آدمی است که صداقت برایش خیلی مهم بوده. خودش هیچوقت به مردم دروغ نمیگفته و فکر میکرده که باید راه راست را برود و من این را خیلی دوست داشتم؛ ولی الان میبینیم که از سیآیای آمده بود. اینجا شرایط فرق میکند. برای مثال، اینکه مصدق میدانسته که آن فامیلش دارد به او خیانت میکند.

رئیس شهربانی تهران؟

بله، درصورتیکه همان ٢٧ یا ٢٨ مرداد او را رئیس شهربانی میکند. اگر بداند که او خیانت میکند، یک سیاستمداری و دوراندیشی و زیرکی در آن بوده که بعدا این که فامیلش است، خیلیها را نکشد. خیلیها را اذیت نکند و قضیه ختم به خیر شود. بنابراین میفهمی او میدانسته شکست میخورد، فقط میخواسته به ایران لطمه نخورد. میخواسته ایران دست شوروی نیفتد و قطعه قطعه نشود. تا اینکه ما فکر بکنیم آدم سادهلوحی است که خیال میکند همهچیز تحت اختیارش است و یکی، دو تا اشتباه میکند و چون خوشباور است، شکست میخورد. این دو نگاه متفاوت است که برایم دغدغه میشود و در خودم به صلحی رسیدهام. مجموعهای از اینها را داشته باشم؛ مثلا به فرض بدانم این مرد دارد خیانت میکند اما خیلی مطمئن نباشم. شاید باید یک فرضیه جدید باشد برای اینکه بدانیم او در آن روزهای بیستوپنجم تا بیستوهشتم مرداد چگونه فکر میکرده؟ این برایم پروسه جذابی بوده.

فکر میکنم مسائل سیاسی بیشتر از مسائل شخصی برایتان دغدغه شده است؟

نه؛ بعضی از آنها تعیین میکند او چگونه فکر میکرده. اگر او میداند پشت پرده چه اتفاقی میافتد بنابراین با یک دوراندیشی رفتار میکند تا اینکه سادهلوحاش فرض کنیم.

اگر بخواهیم مروری پیش از این در مسئله ملیشدن نفت داشته باشیم میبینیم او در دادگاه لاهه انگلیس (پیر استعمار) را شکست میدهد. این خود نشانه بزرگی برای زرنگی و سیاستمداربودن او است چون شکست انگلیس کار راحتی نیست؛ اما در این روزهای کوتاه او دچار نشیب تندی است و شاید به دلیل پیری یا خستگی از سیاست و مبارزه است که دچار شکست میشود. شاید دلایل دیگری هم دارد که میخواهد همه چیز ختم بخیر شود…

بله کاملا درست است. برایم مصدق تجربه ممتاز و جذابی بوده است و در این سالها چند تجربه جذاب داشتهام. یکی دزدی هست که از زندان میآید بیرون که با آقای هاشمی بازی کردهام. یک نقش روحانی را بازی کردهام و همچنین سقراط؛ که هر کدامش به نوعی چالشهای مخصوص خود را داشت.

نمیدانم ١٠ سال، بیست سال، یا چهار پنج، سال دیگر زنده هستم ولی این روزهای آخر عمرم را ارزشمند میدانم و دلم میخواهد در بیخبری نمیرم و دلم میخواهد بشناسم، چه چیز را؟ خودم را. از چه طریقی؟ از طریقتی که بهش میگویند بازیگری که من در رجوع به شخصیتهای دیگر، بخشهای مختلف هستی و خودم را درک میکنم. بعدا هم رسیدن به آن را جشن میگیرم.

یک نوع بازیگری شهودی؟

بله، این دیگر برایم شغل نیست بلکه گذراندن سالهای عمرم است.

فلسفیدن؟

فلسفیدن به زندگی گرچه به ظاهر من آدم سطحیای هستم در زندگی. در باطن دوست دارم خودم و دنیای پیرامونم را بشناسم. بهترین راه برای این منظور، نوشتن، کارگردانی و بازیگری و… است.

سقراط یکی از نقشهایی است که در کارنامه بازیگریتان بسیار موفق بوده. او فیلسوف است و به شیوه ما در کشف حقیقت از درون آدمها میکوشیده. فکر میکنم بازی راحتی نبود چون شناساندن این آدم به شکل عینی راحت نیست، با آنکه از طریق کتاب هم شناخت نسبی از او داشتهایم… .

خوشحالم که این را میشنوم. ولی آیا برای مصدق هم این اتفاق افتاده؟

بله، ما در نگاه اول شما را بهعنوان فرهاد آییش ندیدیم بلکه شما را در قالب مصدق دیدیم.

چقدر خوشحالم که شما این را میگویید.

حتی حرکت و کیفی که در دست گرفتهاید، راه رفتن. تُن صدا و… .

فیلمی از او دیدم که با ترومن و سیاستمدارهای آمریکایی ایستاده بودند و او خنده ملیحی میزد. مدام زانویش را کج و راست میکرد. بازیگوشی بازیگرانهای که با حرکت بدنش فضا را کنترل میکرد و این خیلی برایم جذاب بود. یعنی مونوپلکردن فضا بهوسیله شخصیت خودت که در این کار خیلی خبره بوده است. حالا بعضیها میگویند میخواسته خودش را به مریضی بزند اما اینطور نبوده چون واقعا مریض بوده است. یک کم وسواس داشته. یا فشارهای روحی و فیزیکی از آنها بیرون میزند، یا اینکه بعضی از آدمها به دلایل روانی در خودشان دنبال مریضیهایی میگردند و این مریضیها به سراغشان میآید. ما از این تیپ آدمها دیدهایم که دائم مریضاند. مصدق از این آدمهاست که واقعا مریضی داشته و هر وقت هم به نفعش بوده، عود میکرده است. وقتی دیداری با سیاستمداری داشته عود میکرده و آن شخص مجبور میشده که به سراغش در بستر بیماری برود. او در دادگاه بوده است، وقتی آنها حرف میزدند، خوابش میگرفته و لحظاتی بوده که مدتها میایستاده است. رئیس دادگاه از او میخواسته بنشیند و او نمینشسته است. این تحتکنترلگرفتن فضا یک جذابیت شخصیتی است که ما در بازیگرها میتوانیم ببینیم. او بازیگر طبیعی و خوبی بوده. اینها نکتههای جذابی است که از او کشف کردهام و میمیکهای صورتش و خیلی از حالتهای بدنیاش، ایستادنش و نگاهکردنش را ساعتها در طول روز تجربه میکنم. غمش را، خوابیدنش را، حالتهایش را، عکسهایش دائم روی دیوار است، اینجا که مینشینم زیر پله، جایی هست که عکسهایش را زدهام به دیوار و در آن خلوت میکنم تا بیشتر کشفش کنم و هر روز قبل از رفتن به صحنه نگاهش میکنم و میمیکها و حالتهای ایست بدنیاش را در خودم تجربه میکنم و بعد وقتی آنها به سراغم میآیند، تُن صدا و حالتم عوض میشود. بعد ناگهان تواناییها و قدرت سیاسی پیدا میکند از تقلید میمیکها و زبان بدنیاش. اینها تجربه بسیار جذابی برایم بوده است.

به نظر میرسد روزهایی که به کودتا و شکست منجر میشود روزهای سخت، بحرانی و تلاطمات روحی و روانیاش را در پی داشته؛ رفراندوم، کودتا و… چگونه این تلاطم را برای خودتان در مقام بازیگر به بازی و چالش کشیدهاید؟

مصدق یک جمله دارد که در خانه و نه در دادگاه گفته. از نویسنده خواهش کردم که در آنجا بیاورد. میگوید: مادرم به سراغم آمد و گفت انسان به اندازه شدائدی که تحمل میکند مردم دوستش دارند، هر چقدر این تحمل بالا باشد و تلخی بیشتر میکشد، مردم بیشتر دوستش میدارند. فکر میکنم مصدقِ وزیر به معنای یک سلحشور یا جنگنده است. نمیخواهم بگویم سلحشور بوده ولی واقعا سلحشور بوده است برای اینکه میخواسته با سختیها بجنگد. در خودش رسالتی داشته که وسواسی بوده و میخواسته طور دیگری ببیند. خیلی شباهت دارد با سقراط. سقراط هم جام شوکران را نوشید.

مصدق هم روزی که خانهاش را بمباران کردند نمیخواست برود؛ میگفت میخواهم همین جا بمانم. هفتادوسه، چهار سالش بود، فکر میکرد آدمهایی بودهاند مثل سقراط که جام شوکران را خورده و یک قهرمان ماندهاند. او را به زور بردهاند. من در خانه مصدق یک عکس از مجسمهای دیدهام که از گاندی بود. فکر میکنم به نوعی با گاندی هم همذاتپنداری میکرد.

سیاستمداری که آرامخو بوده است؟

به اندازه گاندی آرام نبوده. ولی بیشتر سیاستمدار بوده است.

تأثیر گرفته است؟

بله، آدمی بوده که این چند روز هم میتوانسته ریلکس باشد؛ یعنی قبول کند که این سرنوشتش است. بهویژه آنچه سیا منتشر کرده، خبر میدهد این چند روز را مهندسی کرده است. اگر این اطلاعات درست باشد، کاملا مهندسی کرده و احتمالا به صورت خودآگاه و ناخودآگاه میدانسته که شکست میخورد. حالا امروز نه، شاید یکماه یا یکسال دیگر… . آمریکا، انگلیس و شوروی کسانی نیستند که دست بردارند. باید بهترین اتفاق بیفتد. چیست این بهترین اتفاق؟ بعضیها دوستش دارند اما فکر میکنند سادهدل است یا حتی سادهلوح هم میپنداشتندش. چون خیلی راستگو بوده و برای همین شکست خورده است. آیا چنین شخصیتی میتوانسته برنده باشد؟ فکر کنم خیلی سخت است.

امیرکبیر هم در زمان خودش فکر میکرد چون هر حرکتی را برای ملت انجام میدهد آنها میفهمند و پشتش هستند؛ اما اینطور نبود چون هیچ حمایتی پیش از فرستادنش به کاشان تا لحظه قتلش در فین نکردند، آیا مصدق به ملت نزدیک است و این فاصله برداشته شده؟

ببینید، من دو تا واقعیت میدهم که این دو تا میتوانند همدیگر را رد بکنند. مصدق رفراندوم برگزار می کند؛ ٩/٩٩ درصد رأی میدهند مجلس باید منحل شود و دولت بماند ولی دو میلیون نفر از جمعیت ١٨ میلیونی ایران در این رفراندوم شرکت میکنند. از آن ١۶ میلیون دیگر ٧٠٠هزار نفر نه گفتهاند ولی بقیه در خیابان ریختهاند.

این را چطور میشود تفسیر کرد که در یک رفراندوم به معنای برخورد دموکراتیک، اکثریتی با مصدق موافق هستند اما در یک کنش سیاسی همان افراد پشتیبان، صبح زنده باد مصدق میگویند و عصر، مرده باد مصدق. در این بازی مصدق شکست میخورد. چقدر ملت و دولت در آن دوره به هم نزدیکند؟

روشنفکرها با مصدق موافق هستند. یعنی دو میلیون واقعا با او همسو بودهاند و حضور مصدق شادشان میکرده. کسان دیگری بودهاند که دوستش نداشتهاند و به این سؤال نمیشود پاسخی داد. خدا میداند چه میشود. این آدم این حس را داشته که پشتیبان دارد اما به نظرم واقعگراتر از آن بوده است که باور کند احتمال شکست نیست و مردم دنبالش هستند. تفاوت بین او و گاندی اینجاست، گاندی توانست همه را دنبال خودش بکشد.

رابطه خانوادگی مصدق که در نمایش به رابطه او و دخترش خدیجه پرداخته میشود بسیار ملموس و عاطفی و گیرا بازی شده. درباره این بخش مهم بگویید که چطور درآمده است؟

این بخش سختتر بود. بخشهای سیاسی راحتتر بود چون زودتر به آن رسیدم. ولی خانم میرعلمی با بازی خوب خود خیلی به من کمک کرد. این نقبی بود تا بتوانم از آن طرف مصدق را بشناسم، ایشان یکباره در بازی حس پدربودن و مصدقبودن را به شدت به من داد و من از او بهشدت ممنونم.

درصورتیکه من در مقابل صحنههای عاطفی و حسی آقای مصدق کاملا بیدفاع بودم ولی خیلی راحت اینها را درآوردم.
از: شرق
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 22:52

ترکیه ۱۵ هزار و دویست نفر از کارمندان وزارت آموزش این کشور را به خاطر آنچه ارتباط با گروه مرتبط با کودتا علیه دولت خوانده، از کار تعلیق کرده است.
وزارت آموزش ترکیه اطلاعیهای در این مورد صادر کرده است. هنوز مشخص نیست چه افرادی از کار برکنار شدهاند.

تعلیق این افراد پس از آن صورت میگیرد که بنعلی ییلدریم، نخستوزیر ترکیه وعده داد حامیان فتحالله گولن را “ریشهکن” خواهد کرد.

آقای گولن، شخصیت مذهبی مقیم آمریکا دخالت در اقدام برای کودتا را رد کرده اما دولت ترکیه و حامیانش او را به دست داشتن در این طرح متهم کردهاند.
تا کنون هزاران سرباز و پلیس و مقام رسمی بازداشت شده و شمار زیادی از قضات و دادستانها از کار خود تعلیق شدهاند.
از: بی بی سی
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 22:52

etehadieh

اتحادیه میگوید: تاریخ علمی است که میتواند به اندازه اتم خطرناک باشد، چراکه ممکن است جنگ راه بیندازد و گمراه کننده باشد. اینکه بگویم ما اشتباه کردیم، کافی نیست. اشتباه در تاریخ جایز نیست. هنوز نمیتوانیم تاریخی از ایران بنویسم که خارجیها به آن رفرنس دهند و هنوز باید به کتاب خارجیها ارجاع کنیم.

منصوره اتحادیه (نظام مافی) از چهرههای برتر و شناختهی شدهی حوزهی تاریخنگاری و پژوهش است که سالها در دانشگاه تهران تدریس کرده و با اساتیدی همچون دکتر ستوده، دکتر افشار، دکتر بیانی، دکتر هما ناطق، دکتر باستانیپاریزی و جمعی دیگر همکار بوده است.

با او گفتگویی کردیم در رابطه با نقش دانشگاه در تاریخنگاری و تربیت و پرورش دانشجویانی که در آینده بتوانند کارهای جدی در این حوزه انجام دهند. اتحادیه معتقد است: در دانشکدههای تاریخ کار جدی انجام نمیشود و جوانان تنها به گرفتن مدرک میاندیشند و استادان نیز سختگیری نمیکنند.

آموزشِ حرفۀ تاریخ کارِ دانشگاه است. به اعتقاد شما، دانشگاهها در این زمینه چقدر تأثیر دارند و اصلاً دانشگاه چقدر در حرفهای کردن دانشجو نقش دارند؟

البته تدریس کار دانشگاه است. ولی کار جدید و حرفهای کم انجام میشود البته این روزها بهتر شده اما متأسفانه هنوز ضعفهایی هست. چیزی که ما به دانشجویانمان آموزش نمیدهیم این است که بروید دنبال آخرین کتابها، آخرین مقالات، نه اینکه رفرنس شما به عباس اقبال و مکی باشد و بس. اخیراً کتابها و اسناد زیادی درآمدهاند، ولی امروزه میبینیم کارهایی منتشر میشود که بویی از اسناد و کتابهای جدید نبرده و روی همان اسناد قدیم کار میشود.

اگر ایراد و اشتباهی در یک کتاب وارد شده باشد، طی سالیان در کتابهای دیگر تکرار میشود و جا میافتد. چند سال پیش انجمن ایرانی تاریخ سمیناری گذاشت برای آسیب شناسی تاریخ. اما این کافی نیست، باید هر سال این سمینار برگزار شود و آسیبشناسی شود که بدانیم خودِ ما مورخین، چه آسیبی به تاریخ وارد میکنیم!

در حال حاضر دو مجموعهی از تاریخ ایران از سوی دو نهاد منتشر شدهاند که اولاً همزمان با هم بودند و هرکدام ۱۴ جلد و ۱۲ جلد منتشر کردند. من جلد قاجاریه را دیدم، بسیار ایراد دارد. آنقدر این کتاب با عجله و توسط یک غیرمتخصص تهیه شده که شرمآور است! پول خرج کردند و ادعا دارند که ماندگار است. اگر من جای آن نهاد بودم این کتابها را جمع میکردم. چهل سال پیش کمبریج یک مجموعه تاریخ ایران منتشر کرد در هفت جلد. هنوز ما به آن رفرنس میدهیم. ما که در ایران هستیم و این همه سند و امکانات داریم، یک چیزی نوشتیم که ترجیج دارد جمع شود. دلایلی هم میآوردهاند از این قبیل که «عجله داشیتم و چند اشتباه پیش آمد»! اما نباید اشتباه کرد.

تاریخ علمی است که میتواند به اندازهی اتم خطرناک باشد، چراکه ممکن است جنگ راه بیندازد و گمراهکننده باشد. اینکه بگویم ما اشتباه کردیم، کافی نیست. اشتباه در تاریخ جایز نیست، آن هم دربارهی تاریخ خودمان. هنوز نمیتوانیم تاریخی از ایران بنویسم که خارجیها به آن رفرنس دهند. هنوز ما باید به کتاب خارجیها ارجاع کنیم.

در این شرایط چه باید کرد؟ راه چاره از منظر شما چیست؟

یک راه چاره به نظرِ من مالی است. سالی چند دانشجوی نخبه بفرستیم به کشورهای خارج که دکتری خود را آنجا بگیرند و روشهای جدید را بیاموزند. ما از هیچ دانشجویی که تز دکتری مینویسد، نمیخواهیم که یک منبع انگلیسی بخواند. وقتی تاریخ خاورمیانه را درس میدهیم و دربارهی رابطهی مثلاً ایران و عراق مطالعه میکنیم، باید منابع عربی را بخوانیم. اگر شما بخواهید دربارهی عثمانی بنویسند، دستِ کم باید منابع ترکی را بخوانید. اینهمه دانشجوی ترکِ آذری داریم. اینها شش ماه کار کنند، ترکی یاد میگیرند، بروند ترکیه و ببینند در آرشیو آنها چه منابعی است؟ هند نزدیک است و گنجینهای است از اسناد که ما استفاده نمیکنیم.

ما خیلی محدودیم. دیواری دورِ خودمان کشیدهایم که در همانجا درجا میزنیم. رابطهی ایران و عثمانی بسیار اهمیت دارد، شاید به اندازهی رابطهی ایران و انگلستان مهم باشد. انگلیسها اسنادشان را آزاد و در دسترس گذاشتهاند و دسترسی به آن خیلی راحت است. ترک ها هم همین طور اما چرا ما از رابطۀ ایران و عثمانی هیچ نمیدانیم و روی آن کار نمیکنیم؟ در حالی که بسیار مهم و تأثیرگذار بوده است! ما از شمال آذربایجان تا خلیج فارس، مرز مشترک با عثمانی داشتیم.

ما از هند که همسایهی ما بوده است چه میدانیم؟ درحالیکه تجارت مهمی با هند داشتیم. باید دانشجو به پرتغال فرستاده شود تا ببینیم که آنها در آرشیوشان چه دارند؟ دانشجو به هلند فرستاده شود، ما در دورهی صفویه تجارت خوبی با هلند داشتیم. میبینید که برای تحقیق و ارتقای سطح تاریخنگاری نیازمند کمک مالی هستیم.

برنامه درسیِ رشته تاریخ چقدر پیشرفته است؟ فکر میکنید با این برنامهریزی تاکنون چقدر پیشرفت کردهایم؟ آیا این برنامه نیازی به تجدیدنظر ندارد؟

ما یک برنامه سراسری داریم که در همه جای ایران آن را تدریس میکنیم. همان برنامهای که در تهران تدریس میشود در بندرعباس، رشت و تبریز هم تدریس میشود، ولی از مزایایی که در تهران داریم استفاده نمیشود. به نظر من بهتر بود از این مزایا برای ارتقای سطح تدریس و تاریخنگاری استفاده میشد تا مثلاً اساتید مجربتری به بلوچستان اعزام میشد.

باید به جوانان اجازه ابتکار عمل داد. زمانی که من درس میخواندم استاد حق داشت که یک ترم تخصص خودش را تدریس کند و این باعث میشد که ابتکاری در تدریس ایجاد شود، اما ما همان درسهایی را که عباس اقبال تدریس میکرد، تدریس میکنیم. این روش اجازه ابتکار را از دانشجو میگیرد.

یکی از اشکالات برنامه سراسری تدریس همین است که برنامه درسی همه کشور با هم یکسان است از شهر بزرگی مثل تهران گرفته تا شهرهایی که حتی یک کتابخانه کوچک هم ندارند. یک درس تدریس میشود. تهران امکانات بیشتری دارد و باید بتواند با استفاده از این امکانات به شهرستانها سرویس بدهد.

من خیلی موافق دانشگاه آزاد هستم و فکر میکنم که شاهکار است، چراکه به تمام جوانان ما امکان داد لیسانس بگیرند، اما فکر میکنم که برنامهریزیِ درستی برای آن انجام نشده است. رسالههایی من دیدم که در حد یک گزارش کلاسی است نه یک رساله فوق لیسانس، به این دلیل که یا استاد به خوبی به موضوع اشراف نداشتهاند یا دانشجو امکان دسترسی به کتابخانه را نداشته. من تجربه این نوع رسالهها را داشتهام چه زمانی که در دانشگاه تدریس میکردم و چه امروز که چنین رسالههایی را برای انتشار به دفتر نشر تاریخ میآورند و میبینم که تا چه حد ضعیف است. وجودِ چنین مشکلاتی ایجاد نارضایتی میکند. دانشجو که هم از وقت و هم از توان مالی خود استفاده کرده است، تا یک مدرک فوق لیسانس بگیرد با وجود این مشکلات مدرک خود را بیارزش میانگارد.

برای پیشرفت، یک برنامهریزیِ اساسی و همچنین وجود عدهای دلسوز نیازمندیم. دلسوزی خیلی مهم است که هدف انسان ارتقای سطح تحصیل باشد نه اینکه فقط به عنوان شغل به آن نگاه کند. شور و علاقه لازم است. من نمیدانم این را چطور میتوان ایجاد کرد. جوانان که به دانشگاه میآیند پر از امید هستند و کاملاٌ باید هدفمند و برنامهریزی شده هدایت شوند.

هر حکومتی که سرکار میآید، اسناد حکومت قبلی را از بین میبرد، اما اسناد اجتماعی کمتر از بین رفتهاند. چرا تاریخنگاران ما به سراغ منابع و اسنادی که همچنان موجود است، نرفتهاند و تنها به تکرار مکرراتی بسنده کردهاند که از گذشته وجود داشته است؟

هر کار یا ابتکار یا انگیزه میخواهد. دانشجو باید درست هدایت شود. استادی که میخواهد دانشجو را وادار به کار تحقیق کند باید خودش هم به همین کار اشتغال داشته باشد یعنی مطالعه و تحقیق کند و سراغ منابع و اسناد موجود برود و اسناد نوینی بیابد.

در همین اسناد روزمره ممکن است مسائل سیاسی باشد. وقتی شما یک مورخ حرفهای بودید، میتوانید اسناد را بیابید. آن زمان است که میتوانید از نامۀ مادربزرگ خود مطالبی مربوط به تاریخ اجتماعی بیابید. مثلاً جهیزیۀ یک دختر به ما نوع زندگی، امکانات مالی این خانواده یا اهمیت این جهیزیه را نشان میدهد. یا اسناد خرید و فروش ملک میتواند اطلاعات خوبی به مورخ دربارۀ قیمت زمین، نوع ملک یا قانون مالکیت دهد.

تاریخ اجتماعی را در همه چیز میتوان یافت. از یک دستور غذا تا لیست خرید باشد و … تمام اینها بستگی به مورخ دارد که بتواند از این نوع اسناد استفاده کند. حتی در مکاتبات خصوصی هم میتوان به مطالبی دربارۀ تاریخ اجتماعی رسید و تمام اینها بستگی به دید مورخ دارد.

یکی از مهمترین راههایی که به مورخ و دانشجو کمک میکند روش تحقیق صحیح است. روش تحقیق در دانشگاه دو واحد تدریس میشود که به هیچ وجه کافی نیست. من فکر میکنم برای هر درس باید از دانشجو گزارش خواست و استاد حتماً باید این گزارش را بخواند و دانشجو را راهنمایی کند، نه اینکه فقط بخواند و نمره بدهد، بلکه باید با دانشجو دربارۀ روش تحقیق او کار کند.

روش تحقیق باید طوری تدریس شود که دانشجو حرفهای شود. به صرف اینکه یک دانشجو چند درس را امتحان داده و یک رساله هم نوشته، به این معنی نیست که او حرفه را به طور کلی یاد گرفته است. نگارش تاریخ و نتیجهای که باید از آن به دست آید را باید فراگرفت. البته در این بین مقداری ابتکارِ خود دانشجو و مورخ هم لازم است.

مهمترین چیزی که باید به دانشجو آموخته شود، روش تحلیل کردن است. کنار هم گذاشتن یکسری اطلاعات چیزی را ثابت نمیکند. باید یک سوالی را مطرح کند و بتواند به آن سوال را پاسخ دهد. باید یک تزی داشته باشد که بخواهد آن را به اثبات برساند. مورخ قاضی نیست که قضاوت کند، ولی نتیجهگیری از بحث الزامی است.

در جامعه امروز وسیع خواندن بسیار کمرنگ شده است. در همه حوزهها همین اتفاق افتاده چرا وسیع خواندن در این دوره کمرنگ شده است؟

مردم وقت ندارند، همه یک موبایل دارند و از آن طریق همه نوع اطلاعاتی در دسترس دارند و کمتر مطالعه دارند و این خیلی حیف است.

من فکر میکنم اگر سطح آگاهی مردم پایین بماند، مردم هم پیشرفت نمیکنند. هرچه سطح آگاهی بالاتر باشد مردم هم بالاتر میآیند. انتظار ما کم است و هرچیزی را قابل توجه میبینیم، مثلاٌ یک کتاب یا یک فیلم بیکیفیت ناگهان چنان در جامعه طرفدار پیدا میکند و مشهور میشود که قابل تآمل است. کتابی خواندم درباره اینکه شما با تعریف از هنرِ بد و بزرگ کردن یک اثر بیکیفیت و بد، چطور میتوانید اجتماع را به عقب ببرید و سلیقه جامعه را پایین بیاورید. تعریف بیهوده از یک کار هنری که بیارزش و بیکیفیت است، حتماٌ سلیقه مخاطب را پایین بیاورد.

به عنوان مثال همین کتابی که دربارهی تاریخ ایران نوشته شده بود و مشکلات زیادی داشت، عدهای از آن تعریف کردند. حتی با وجود نقدهایی که برآن شده بود، عدهای گفتند که «کتاب ایراداتی داشت اما مشکلی نیست»!

چرا ما به کم راضی می شویم؟ باید استاندارد را بالا نگه داشت. اگر ساختمان زشتی را میبینیم نگوییم چون یک قسمتش خوب است پس ساختمان خوبی است. چرا از یک چیز متوسط تعریف کنیم؟ آیا این از فقر است چون بهتر از آن را نداریم و نمیشناسیم؟ جوانان ما محدود هستند و همیشه مقایسه خیلی اهمیت دارد. ما از ماهواره تقلید میکنیم، اما اگر فیلمهای خوب میدیدیم، استاندارد بالا میرفت.

درباره فیلم «فروشنده» از شخصی که دربارۀ سینمای ایران کار کرده پرسیدند که چرا فیلمهای ایران توانستهاند در سطح جهانی مطرح شوند، گفت: بعد از جنگ ایران و عراق، دولت برای مشغول کردن جوانان و ایجاد اشتغال، کارگاهها و آموزشگاههای فیلم و تئاتر در همهی شهرها ایجاد کرد و این فیلمها نتیجه همان کارگاههاست. آن زمان به جوانان این امکان داده شد و امروز توانستند اسم خود را در جهان مطرح کنند.

ما باید جوانانمان را بفرستیم که دنیا را ببینند. از طرفی، افراد باید با نگاه انتقادی مطالعه کنند. خواندن با نظر انتقادی باعث میشود که یاد بگیریم وقتی مینویسیم چی بنویسم و چی ننویسم.

گفتوگو: نوا ذاکری
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 21:44

turkey

آریوبرزن داریوش

کودتای شکست خورده روز جمعه گذشته وسیله بخشی از سربازان ارتش ترکیه، با هر تعبیر وتفسیری درآینده زمینه مساعدنیرومندی بیشتر رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه (آک پارتی) را در این کشور فراهم خواهد ساخت.

بانگرش به سیاست ورزی سالهای گذشته این حزب وشخص اردوغان امروز می شود بسهولت در یافت که سیاستهای فاشیستی برگرفته از آموزه های اسلام سیاسی رادیکال ، محرک اصلی گرایش ارتش ترکیه که هنوز خود را مبشر دفاع ازلائیسیته و آرمان های مصطفی کمال می شناسد، به انجام این برپائی نظامی بوده است .

اندیشه ای که نه تنها در درون ارتش ترکیه ریشه دارد بلکه دراکثریت خاموش جامعه امروز ترک همچنان زنده و پابرجا است.

شکست کودتا وپیروزی اردوغان وهمراهانش،درآینده بسیارنزدیک اثرات چشمگیر خود را عیان کرده وچند وجهی شدن و شکست وحدت ملی درترکیه را بدنبال خودخواهد داشت.

نکته ای که بعضی از کارشناسان سیاسی ازنتایج آن به پروسه پایان لائیسیته درکشورترکیه ونتایج تاسف بارآن یاد می کنند.

ورود این کشور به دوران سیاه اقتدارگرائی حزب اسلام گرای آک پارتی است که قدرت درآن به شدت متمرکز و مجتمع گردیده و با سرکوبهای گوناگون و واپس زنی همه مخالفان سیاسی شوربختانه به تثبیت میدسد.

این قدرت ضد ملی با بهره گیری از پوپولیسم (عوام گرائی) احزاب سیاسی و تشکیلات تودهای برای بسیج مردم در جهت اهداف نادرست حاکمیت سو استفاده میکند.

وتنها بر قوانین برنهاده حکومتی تأکید دارد و نه حاکمیت قانون.

این شکل از رژیم ممکنست به آشکار دارای سازوکارهای انتخاباتی دمکراتیک باشد،اما تصمیم نهائی سیاسی از سوی گروهی برگزیده از فرمان فرمایان و در پشت درهای بسته بدون اراده ملت اتخاذ می شود.

بدنبال سلب احترام بین المللی از دولت کنونی ترکیه درچندسال اخیر،درپی اتخاذ سیاستهای نادرست و یکسونگرانه اردوغان و نخست وزیرش داوداوغلو، بویژه درمنطقه خاورمیانه تصمیمات اخیر اردوغان برای نزدیکی به اسرائیل وسوریه و عذرخواهی سربسته از روسیه می رفت تا شاید یک چهره پراگماتیست از رئیس جمهوری درمیدانگاه جهانی ودرصحنه داخلی بعنوان فردی مسئول درحفظ منافع ملی نمایان کند.

اما آنچه بعداز کودتای آدینه شب گذشته تاامروز و بدستوراردوغان درترکیه به انجام رسیده است، همه این خیالات را تاکنون، نقش برآب کرد.

من براین آرزو هستم که، ارزشهای سکولاریستی در قانون اساسی این کشور که به پیش بینی مفسران داخلی ترک ممکنست بدبختانه پس از پیروزی اردوغان برکودتاگران براحتی نادیده گرفته شده و بکناری گذاشته شود،پابرجا و استواربماند.

زیرا ترس از آنکه وقوع کودتای هفته گذشته ارتش توان و اراده اردوغان را برای تغییر قانون اساسی کشور فراهم ترکرده باشد، همواره وجود دارد.
بی تردید ارزشهای سکولار وروحیه قدرتمند میهن دوستی در مردم ترکیه که اگر چه مبتنی برمفهوم دولت ملت استوارنمی باشد،تا امروز توانسته است ثبات و وحدت ملی ترکیه رادراین کشور نگهبانی نماید.

اماحکومت ترکیه با کنار گذاردن ارزشهای سکولاریستی، برخاسته از اومانیسم و روح اصالت فرد که مورد خواست سردمداران حاکم، حزب رفاه و توسعه می باشد،بدون تردید نمی تواند پس از آن از وحدت و یکپارچگی ملی خود بخوبی پاسوری کند.

بدون شک امروز شاید بتوان ادعا کرد که باور به موجودیت وحدت ملی ، برقراری یکپارچگی سرزمینی و تکیه بر ارزشهای مدرن سکولاریستی سه پایه های ایستائی یک دولت ملت آگاه درجهان امروز هستند.

هرملتی تهی از پایبندی به خروج و جدائی باورهای مذهبی از دولت

بعنوان پدیده متکی بر اصل قضائی قدرت ، و حتی به نگاه من، عدم دخالت درهمه میدانگاه های اجتماعی و اجازه بودن تنها درعرصه ویژگانی هرشخص،نمی تواند بداشتن یک مردم سالاری( دمکراسی ) درکشورش مفتخرباشد . بعضی ازمتفکران سیاسی درمخالفت استدلال می کنند که، این امرکه پارامتر سکولاریسم را به دمکراسی پیوند بزنیم شدنی نیست زیرا امروزه در کشورهائی که لائیسیته در آنها مستقراست گاه بری از دمکراسی اند. مانند ترکیه و باژگونه ممالکی هستند که دارای حکومت دمکراتیک اما معیارهای سکولاریستی را بدرستی مرعی نمی دارند مانند یونان. پس سکولاریسم و دمکراسی همزاد و همراه یکدیگرنیستند!!

درپاسخ این عده باید گفت : این برهان عاری از بهره گیری از علم هرمنوتیک جهت تعبیر و تفسیر و برای پی بردن به معنای راستین این موضوع است.
باروش شناسی تاریخی می توان بروشنی نادرستی این استدلال را آشکار کرد.

زیرا بی ثباتی و تزلزل دولتهای ترکیه پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی تا امروز تنها بعلت نبود دمکراسی توام با لائیسیته بوده و آنچه دریونان حتی پس از حکومت سرهنگان تا کنون به ثبات و رشد واقعی کشور کمکی نکرده است بی توجهی نسبی به همراهی سکولاریسم با مردم سالاری دراین کشورمی باشد.
دوشنبه ۲٨ تیر ۱٣۹۵ – ۱٨ ژوئیه ۲۰۱۶
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 19:18

Firouz-Ghorashi

وخامت بحران اقتصادی ترکیه زنگهای خطر را به صدا در آورده است. بدنبال کودتا وخامت اوضاع اوج نوئی گرفته است. صنعت توریسم که پیش از این آسیبهای جدی دیده بود به دنبال کودتا زمینگیر شده است. دلیل اقبال مردم به حزب نه خطبههای رهبران آن بل بهبود واقعی معیشت مردم و رشد اقتصادی منظم در ۱۰ سال اول زمامداری آن است. بدون بهبود واقعی استانداردها، زوال حزب قطعی است

پس از کودتا های دهه ۶۰، ۷۰، ۸۰، ۹۰ و قبضه شدن تمامی ارکان های قدرت در چنگ اردوغان احتمال وقوع کودتا را کسی جدی نمی گرفت. اکنون پرسش این است که علیرغم همه چیز چرا کودتای ۱۵ اگوست اتفاق افتاد؟ عواقب آن چیست و بر موازنه قوای موجود چه تاثیری خواهد داشت؟

ویژگی حوادث سه سال اخیر ترکیه در این است که به تناوب بحرانی جدید در صدر بحران های قبلی قرار میگیرد بی آنکه امیدی به رهائی از بحران های موجود پدید آمده باشد. بحرانی که با سیاست ویرانگر مداخله در سوریه، رویای سرنگونی سریع رژیم اسد به یاری تروریست هایی چون النصره و داعیش شروع شد، با سرکوب سنگین جنبش پارک گزی تداوم یافت و با افشاء شدن فساد، دزدی و رشوه خواری گسترده اقتدار سیاسی عمیق تر شد. اردوغان به روش مالوف اینهمه را با ضد حمله وتشدید بی قانونی مقابله کرد. وی با جعل اصطلاح دولت موازی جنگ آشکار با متحد سابق اش فتح اله گولن را آغاز کرد. هواداران گولن متهم شدند که با نفوذ سازمان یافته در دستگاه های قضائی، آموزشی، آمنیتی، نظامی، رسانه ها و تراست های عظیم بانکی وصنعتی قصد سرنگون کردن حکومت را دارند. در این جنگ قدرت بی امان که از ۲۰۱۳ شروع شده و همچنان ادامه دارد چندین هزار از درون پلیس ، قوه قضائیه، امنیت، تلویزیون ومطبوعات تصفیه شدند و بخشی زندانی شدند.

رابطه پر نشیب و فراز اردوغان و نظامیان

رابطه بین اردوغان و نظامیان دوره های مختلفی داشته است. اکرم شاما همرزم سابق وی در مصاحبه با نشریه اندیشه آزاد به نکاتی اشاره میکند که به فهم رفتار به غایت متناقض و رابطه پر پیچ و خم اردوغان با نظامیان کمک میکند. وی از زمانهای دور سخن میگوید هنگامیکه به مدت بیش از ۱۷ سال در یک حوزه بودند، هر دو در حلقه مریدان نزدیک نجم الدین اربکان.

اکرم شاما میگوید که اردوغان را خیلی خوب می شناسد آدمی است که میتواند به غایت ناگهانی به هرکاری دست بزند. بارها دیدم که امروز کاری میکند و فردا ناگهان ۱۸۰ درجه تغیر جهت میدهد. قبل از کودتای ۲۸ فوریه ۱۹۹۷ پیش از اینکه آشکارا زیر پای اربکان را خالی کند کم کم رابطه اش با هم سازمانهایش در تشکیلات نظام ملی رو به سردی میرفت و رابطه اش با پولدارها و آدم های سفارت آمریکا و ژنرال های بازنشسته گسترش می یافت. اکرم شاما ادعا میکند که اردوغان آنزمان پیش از کودتا با طراح های آن ارتباط داشته است. در پاسخ به چگونگی زندان رفتن اردوغان میگوید که آن هم ساختگی بود. من برای دیدنش به زندان رفتم. مثل سلطان بود. اطاق انتطار جدا، اطاق پذیرائی جدا، اطاق استراحت جدا. با ماها چیز مهمی برای صحبت نداشت، اما ساعت ها با سفارتی ها و ژنرال ها گفتگو میکرد. آنها شقه کردن نظام ملی را می خواستند و آدم اش را پیدا کرده بودند.

در سال های اخیر حکایت مشابه با آنچه که اکرم شاما ازفرجام رابطه اردوغان و اربکان نقل میکند را به رابطه اردوغان با عبداله گل، با بلنت آرینج، با دمیرتاش، با داود اوغلی، با بشار اسد، با حماس و …میتوان بسط داد. سخن کوتاه اردوغان قابل اعتماد نیست.

از آغاز حکومت حزب عدالت و توسعه یعنی ۲۰۰۲ تا به امروز جنگ قدرت با نظامیان آشکار یا نهان اما بی وقفه جریان داشته است. آنزمان که به تنهائی یارای مقابله با اقتدار سنتی نظامیان را نداشتند به اتحادیه اروپا و در داخل به روشنفکران، لائیک ها، سوسیالیست ها، طرفداران سبک زندگی و فرهنگ غرب تکیه زدند. گفتند به ما کمک کنید تا نظامیان را به داخل پادگان ها عقب برانیم، ما نیز اصلاحاتی را که از منظر حکومت تحت لوای قانون و التزام به پاسخگوبودن و رعایت حقوق شهروندی الزامی است را تضمین می کنیم.

اینگونه بود که اصلاحاتی که با تورگوت اوزال در راستای دموکراسی شروع شده بود گسترش و تعمیق یافت. ترکیه به کوانسیون ها و ارگانهای نظارتی چندی ملحق شد و پولاریسم در عرصه احزاب و مطبوعات و تلویزیون تقویت شد.

همپای این روند حزب عدالت و توسعه قدرت سازمانگری بی رقیب اش را برای ابداع و ایجاد نهاد های جدیدی که تسلط انحصاری آن را بر تمامی ارکان های قدرت میسر میساخت را بکار گرفت، تا بطور سیستماتیک خودی ها تقویت و تکثیر و مخالف ها تصفیه شوند.

ده سال یکبار کودتا

از دهه ۶۰ به بعد هر ده سال یکبار شاهد کودتائی در ترکیه هستیم. بدین سان سی سال به بالاها مصائب و رنج های کودتا را با پوست و گوشت خود تجربه کرده اند. اینان به خوبی میدانند که کودتا چیست و عواقب آن کدام است. اینان می توانند موافق یا مخالف کودتا باشند اما دچار توهم نه.

بدین ترتیب پس از کودتا های دهه ۶۰، ۷۰، ۸۰، ۹۰ و قبضه شدن تمامی ارکان های قدرت در چنگ اردوغان احتمال وقوع کودتا را کسی جدی نمی گرفت. اکنون پرسش این است که علیرغم همه چیز چرا کودتای ۱۵ اگوست اتفاق افتاد؟ عواقب آن چیست و بر موازنه قوای موجود چه تاثیری خواهد داشت؟

اگر قرار باشداز زمامداری طولانی اردوغان تنها به یک روند که به تقویت دمکراسی یاری رسانده اشارت رود بی شک آن روندی است که به لگام زدن به خودکامگی نظامیان انجامید.

نظامیان ترکیه همانند همپالگی هایشان در پاکستان، مصر و برخی کشورهای آمریکای لاتین عادت دارند که بدلخواه خواسته هایشان به حکومت دیکته کنند. کافی است تصور کنیم که مبارزان دمکراسی در آن کشورها چه هزیینه ها که حاضرنند بپردازند تا در این عرصه به قدر ترکیه کامروا باشند. ملموس تر می خواهید تصور کنید که لگام گسستگی سرداران سپاه چه بهای سنگینی بر کشور ما تحمیل میکند وآنان برای تداوم غارت و تالان ثروت های مردم از چه جنایت ها که رویگردان نیستند و مردم چه فداکاری ها که نمی کردند تا آنان را به قدر نظامیان ترک به عقب برانند.

همچنان که اشارت رفت اردوغان این جسارت را داشت که نظامیان را بدرون پادگان ها عقب برانند. اما آنچنان که ا شا رت رفت تنافص رفتار اردوغان در این عرصه نیز آشکار است. در حقیقت در ده سال اول زمامداری اش در این عرصه پیشرفت های مهمی حاصل آمد اما از سه سال پیش بدنبال فروتر رفتن در باطلاق سوریه، چالش پارک گزی، فرحام غم انگیز مرسی و اخوان مسلمین و آفتابی شدن دزدی کلان اطرافیان و بستگانش … تداوم خطا های هلاکتبارش حدتی بیسابقه گرفت. برخی معتقدند وی دیگر از سلامتی روانی لازمه کارش برخوردار نیست. ایکاش نهاد صالحی وجود داشت برای تائید سلامتی روانی رهبران !

باری اردوغان با سودای تمرکز بیشتر قدرت اش بدنبال اولین شکست در انتخابات به نظامیان چک سفید داد تا ویرانگرترین، مرگبارترین، پر هزینه ترین جنگ تاریخ اخیر ترکیه را علیه مردم کردستان رقم زنند. نظامیان فرصت یافتند در جنگ شان با پ.ک.ک خانه و کاشانه هزاران هزار مردم بی دفاع را به خاک و خون بکشند اما مرکل و دیگران زمامداران اروپائی به یمن معامله با اردوغان بر چنین فاجعه انسانی دهشتبار چشم فرو بستند.

بدین ترتیب اردوغان به دست خود شیشه را شکست و دیو را رهانید. نظامیان فرصت یافتند در میان هلهله اردوغانی ها و ملت گراهای فاشیست با نخوت و جبروت اوج قساوت و ویرانگری خود را به نمایش بگذارند.بدین ترتیب تقویت و پر رنگ شدن نظامی گری زمینه را برای بسط ماجراجوئی نظامی در بصره و سوریه و سرنگون کردن هواپیمای روسی فراهم ساخت. تداوم این بحران ها تاوان بسیار سنگینی را به مردم ترکیه تحمیل کرده است. تعمیق بحران ها سرانجام درهفته پیش از کودتا اردوغان را به عقب نشینی و عذرخواهی از پوتین و ناتانیاهو مجبور کرد.بنابراین چرائی بروز کودتای ۱۵ اگوست را در بافت فوق باید فهمید.

بی شک در آینده در پرتو اطلاعات جدیدتر، تحقیق های تازه ترماهیت کودتا را روشن خواهد ساخت اما از هم اکنون بر یک چیز با قاطعیت میتوان تاکید کرد و آن اینکه عصر کودتا های نیم قرن اخیر در ترکیه به پایان رسیده است.

• برای اولین بار در تاریخ ترکیه مردم قاطعانه کودتاگران را به چالش کشیدند

• رهبران احزاب مخالف بدون هیچ تزلزل قاطعانه با کودتا مخالفت کردند

• روزنامه نگاران، روشنفکران، خبرنگاران و کارکنان رادیو و تلویزیون در تمام طول شب اطلاع رسانی کردند

• CNN ترک نقش بسیار مهمی در شکست کودتا داشت. برنامه سازان این کانال توانستند ارتباط رئیس جمهور، نخست وزیر، رهبران احزاب، وکلای مجلس و نهادهای دولتی و مدنی را با مردم بر قرار نگهدارند

• بخش بزرگی از نیروهای مسلح به کودتا نه پیوست

به باور اکثریت CNN ترک نقش تعین کننده ای در شکست کودتا داشت، طرفه اینکه طی ۶ ماه گذشته حملات اردوغان و شرکا به آن به نحو بیسابقه افزایش داشت.

عواقب احتمالی و تاثیرش بر موازنه قوا

کودتای ۱۵ اگوست بی شک تاثیرات مهمی بر موازنه نیروها و روابط آنها و سیر محتمل حوادث بجای خواهد گذاشت. نظامیان به مثابه یکی از نقش آفریننان این حادثه درکلیت اش تضعیف خواهند شد. اما تضعیف بیرونی ایماژ آرتش در چشم مردم بانی این نخواهد بود که در معاملات پشت پرده با اردوغان دست پائین را داشته باشد. اردوغان همانقدر به آرتش نیاز دارد که آرتش به وی.

شاید اردوغان و بخشی از طرفدارانش چندان هم از این حادثه نا خرسند نباشند. در گرد و غبار برخواسته از این اتفاق با عجله دست به کار شده اند تا به سرعت چند هزار نفر باقی مانده از تصفیه های متوالی را قلع و قمع کنند.

مونتسکیو میگوید: قدرت نامحدود بزرگترین خطربرای آزادی است، اما از سوی دیگرقدرت را تنها با قدرت دیگری میتوان محدود کرد. از این منظر اردوغان از پیش قویتر می نماید، زیرا که احزاب مخالف به هیچ رو توانائی محدود کردن قدرت فزاینده اردوغان را ندارند. عناصر مخالف یا مستقل در تمامی ارگان های قدرت زیر ضرب اند. اما پارادوکس اینجاست که علیرغم تمام ظواهر اردوغان بیشتراز هر زمانی تضعیف شده است. از این منظر عربده کشی های اردوغان بر سر میادین مثال آنکسی است که در تاریکی تو کوچه از ترس آواز می خواند.

اما برای چنین فرضیه ای چه شواهدی وجود دارد؟

• اشاره شد که اردوغان با عقب گرد کامل وادار به پذیرش شرایط پوتین و ناتانیاهو شد.

• بینعلی ائیلدریم که بدلیل وفاداری کامل اش به اردوغان جای داود اوغلی را گرفت، در هفته های اخیر تلاش کرده زمینه بهبود روابط با مصر و کاهش تنش با عراق و سوریه فراهم آورد.

• با تلاش همین بینعلی ائیلدریم و رئیس مجلس برای اولین بار در تاریخ اخیر ترکیه بیانیه مشترک با امضاء هر چهار حزب حاضر در مجلس خوانده شد.

• اردوغان به قلیچداراوغلی تلفن زد و از وی برای حمایت اش تشکر کرد، در چند ماه اخیر ایندو جز فحاشی بیکدیگر در میادین عمومی گفتگوئی نداشتند.

• دمیرتاش بدلیل مشغله اش در دیاربکر در جلسه فوق العاده مجلس شرکت نکرد بجای وی نماینده گروه اشان پشت تریبون قرار گرفت. سه حزب دیگر و تماشاچیان دندان روی جگر گذاشتند و بدون مشت ولگد و عربده به گوشه وکنایه هایش گوش کردند

تنها یک چیز همه این چرخش های کوچک و بزرگ و “نرمش قهرمانانه” را توضیح میدهد: وخامت بحران اقتصادی ترکیه زنگ های خطر را به صدا در آورده است. بدنبال کودتا وخامت اوضاع اوج نوئی گرفته است. صنعت توریسم که پیش از این با سرنگونی هواپیمای روسی آسیب های جدی دیده بود به دنبال کودتا زمینگیر شده است. دلیل اقبال مردم به حزب نه خطبه های رهبران ریز و درشت آن بل بهبود واقعی معیشت مردم ورشد اقتصادی منظم در ده سال اول زمامداری آن است. بدون بهبود واقعی استانداردهای زوال حزب قطعی است. اقتصادی در ابعاد افتصاد ترکیه را با هیچ شعبده بازی نمی توان تعمیرکاری کرد از اینرو از دمکراسی بیشتر، پاسخگو بودن و تمکین به حکومت تحت لوای قانون گریزی نیست. استبداد جز فلاکت و فساد حاصلی ندارد. سخن داهیانه لرد اکتون را به یاد آریم : “قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق می آورد”

از: گویا

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 19:18

دادستان عمومی و انقلاب تهران به نیروی انتظامی درباره برخی اقدامات نظیر ورود به مسائل فرهنگی و توقیف گذرنامه افراد بدون هماهنگی با مقام قضایی، «تذکر جدی» داد و گفت که «چنین اقداماتی صرفا هزینههایی را بر دوش نظام بار میکند».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، عباس جعفری دولت آبادی روز یکشنبه، ۲۷ تیر، در جلسه مشترکی با رئیس سازمان زندانها از قضات و ضابطان قضایی خواست که «زمینه مظلومنمایی را برای برخی افراد فراهم نکنند».

در قوانین جمهوری اسلامی از نهادهایی چون نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و بسیج با عنوان ضابط قضایی نام برده میشود.

وی با اشاره به اقدامات برخی ضابطان قضایی، «بدون اخذ مجوز از مقام قضایی» افزود: «پلیس نباید ابتدا گذرنامه فردی را توقیف کند و سپس درصدد ممنوعالخروجی برآید».

دادستان عمومی و انقلاب تهران تاکید کرد که چنین اقداماتی «صرفا هزینههایی را بر دوش نظام بار میکند».

آقای جعفری دولت آبادی همچنین ضابطان قضایی را از ورود به مسائل حوزه فرهنگ بدون هماهنگی با دادستان، «منع» کرد.

وی اضافه کرد: «پلیس و دستگاههایی که در حوزه های فرهنگی کار میکنند، چنانچه بدون دستور مقام قضایی اقدامی مرتبط با جرایم انجام دهند، انتظار حمایت نداشته باشند».

آقای جعفری دولت آبادی جزئیات بیشتری درباره مصداق سخنان خود بیان نکرده است.

این سخنان درحالی بیان شده است که روزنامه شرق روز یکشنبه، ۱۳ تیر، از ضبط گذرنامه پرویز تناولی، مجسمهساز و نقاش شناختهشده ایرانی، در فرودگاه امام خمینی تهران خبر داده بود.

آقای تناولی روز ۲۰ تیرماه پس از حضور در دادگاه فرهنگ و رسانه به خبرگزاری ایلنا اعلام کرده بود که شاکی پروندهاش نیروی انتظامی است و در این پرونده به او اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» وارد شده است.

وی در توضیح این اتهام افزوده بود که دادگاه، مجسمههای ساختهشده توسط او را مصداق «نشر اکاذیب وتشویش اذهان عمومی» دانسته است.

با این حال وبسایت تابناک در گزارشی اعلام کرده بود که آقای تناولی با شکایت خصوصی یکی از مشتریانش ممنوع الخروج شده است.

براساس این گزارش، این فرد در شکایتنامه خود اعلام کرده بود که با وجود سفارش یک اثر هنری و پرداخت هزینه «کلان»، آن اثر را از آقای تناولی «دریافت نکرده است».

در همین حال صدرالدین ماحوزی، وکیل مدافع پرویز تناولی روز شنبه، ۲۶ تیرماه، اعلام کرده بود که حکم ممنوعالخروجی موکلش به شکایت یک شخصیت حقیقی مربوط میشود، نه نیروی انتظامی.

وی همچنین از تلاش نیروی انتظامی ایران جهت حل و فصل این قضیه به صورت «شرافتمندانه» تشکر کرده بود.
از: رادیو فردا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 19:18

jebheh-melli

سی ام تیر، روز پیروزی ملت ایران بر استبداد و استعمار

در اکثر ادوار تاریخ در سرزمین ها و کشورهای گوناگون همواره مبارزه با استبداد، سیاستهای استعماری و مبارزه در جهت کسب حقوق از دست رفته و پایمال شده و نیز مبارزه با بی عدالتی ها در سنگرهای مقاومت مردمی از جایگاه و مرتبه ارزشمندی برخوردار بوده و خواهد بود. مبارزه با نظام استبدادی که در آن یک شخص بر اساس یک نهاد دیرپای؛ بر مردم حاکم مطلق بوده و رابطه مردم به عنوان شهروندان بدون حقوق شهروندی با حاکمیت، یکجانبه و مردم اسیر تصمیم های فردی و بی چون و چرای حاکمان بوده اند مبارزه ای قابل احترام است.

در نظام های استبدادی، حاکم مستبد سعی دارد مردم را از پرسشگری باز دارد و پرسشگران را سرکوب کند در این نظام ها زورمداری و غلبه آوری، اتکا به نیروی مزدوران، توطئه گری و تک گویی به منزله ی ابزار سلطه ی استبداد نقش و جایگاه ویژه ای دارند. با تامل و بررسی در نظام های سیاسی گذشته ایران در میابیم که حکومتهای ایران عموما فردی، مطلقه، استبدادی و خودمحور بوده اند و در طول تاریخ پر نشیب و فراز ایران استبداد یا قدرت شخصی به عنوان ویژگی اصلی ساخت قدرت های سیاسی در این کشور حضوری مستمر و مداوم داشته است. از ویژگی های جامعه ایران در این دوران ها میتوان از عدم مشارکت عمومی در تصمیم گیریها، عدم آگاهی مردم از حقوق خود و آشنا نبودن آنها با وظایف سیاسی، بی تفاوتی، کناره جویی از سیاست و امور اجتماعی را نام برد.اما نباید فراموش کرد که افراد و اشخاص و جریانهایی در طول تاریخ ایران زمین علیه این استبداد عَلَم مبارزه را بر دوش کشیده و می کشند و این جریانها از دوران مشروطه ظهور و نمودی ارزشمند یافته اند. دولت ملی و مردمی مصدق نیز از جریانهایی بوده که همواره در جهت مبارزه با استعمار و استبداد نمونه بارزی در تاریخ ایران و الگویی در خاورمیانه بوده است.

در جریان نهضت ملی ایران، قیام ملی سی تیر ۱۳۳۱ نقطه عطفی در مبارزات نهضت ملی و از جنبش های اصیل سیاسی – اجتماعی تاریخ معاصر ایران و اوج تجلی اراده مستقیم مردم در تاسیس دولت مبنی بر خواست ملت بود. قیام سی تیر فریاد کوبنده ملت در بند، علیه سیاستهای استعماری قدرتهای خارجی بود، تا ملت ایران را در جهت تامین منافع خود به بازی گیرند. مردم ایران با خون خود در روز خونین سی تیر توطئه علیه نهضت ملی ایران را در هم شکستند و بار دیگر درخت نهضت ملی ایران را با خون خویش آبیاری نمودند.

در طی این سالها جبهه ملی ایران گرچه با ناملایمات و سنگ اندازی های درونی و بیرونی روبرو بوده است اما به یُمن اندیشه، افکار و اراده ملی میهنی و مبارزه با استبداد همچنان درخت تنومندی را که به خون شهیدان راه میهن آبیاری شده حفظ و حراست کرده و خواهد کرد.

جبهه ملی ایران سالروز قیام خونین سی تیرماه را گرامی میدارد و یاد و نام شهیدان این روز را به نیکی یادآوری می کند و این روز را گواهی برپیروزی نیرو و ارده ملت ایران بر حکومتها و قدرت های جبار می داند.

تهران – جبهه ملی ایران
سی ام تیر ماه ۱۳۹۵

be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 17:32

farmandehan-turkey

یک مقام امنیتی ترکیه از برکناری ۸ هزار نیروی پلیس در سراسر این کشور خبر داد.

به گزارش رویترز، یک مقام ارشد امنیتی ترکیه اعلام کرد که دولت ۸ هزار نیروی پلیس در سراسر این کشور ازجمله استانبول و آنکارا را برکنار کرد.

وزارت خارجه ترکیه روز یکشنبه اعلام کرد: در جریان کودتای نافرجام اخیر در این کشور حداقل ۲۹۰ نفر کشته و بیش از ۱۴۰۰ نفر دیگر زخمی شدهاند.

وزارت خارجه ترکیه افزود: از این تعداد کشته شدگان، بیش از ۱۰۰ نفر از کودتاچیان هستند. بی شک طرفداران فتح الله گولن عاملان اصلی طراحی و اجرای این کودتا بودهاند.

منابع حکومتی: ۱۰۳ ژنرال ترکیه بازداشت شدند

منابع حکومتی ترکیه از افزایش بازداشت ژنرالهای ترک به دنبال کودتای ناکام برخی از نظامیان ارتش ترکیه خبر دادند.

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری آنا به نقل از شبکه خبری العربیه، منابع نزدیک به حکومت ترکیه خبر دادند که تعداد ژنرالها و فرماندهان ارشد بازداشت شده در جریان کودتای نافرجام شامگاه جمعه به ۱۰۳ نفر افزایش یافته است.

علاوه بر این، رسانههای خبری ترکیه اعلام کردند که ۳۰ فرماندار و ۵۰ کارمند عالیرتبه از کار برکنار شدند.

اتحادیه قضات ترکیه اردوغان را به پاکسازی در دستگاه قضایی متهم کرد

رئیس اتحادیه قضات ترکیه اعلام کرد، دولت این کشور در پی کودتای نافرجام اقدامات در راستای پاکسازی رقبا در دستگاه قضایی این کشور را آغاز کرده است

«مصطفی قرهداغ» رئیس اتحادیه قضات در ترکیه، دولت «رجب طیب اردوغان» رئیسجمهوری ترکیه را بهکنار زدن مخالفان از طریق پاکسازی قضایی که پس از شکست کودتا آن را درپیش گرفته است، متهم کرد.

بیانیههای صادره از دولت ترکیه نیز حاکی از بازداشت یکی از قضات دادگاه قانون اساسی این کشور است.

همچنین ۵ تن از اعضای شورای عالی قضات و دادستان کل، و بیش از ۲۷۰۰ قاضی از کار خود برکنار شدند.

براساس گزارشهای اتحادیه قضات ترکیه، ۱۴۵۰۰ الی ۱۵ هزار قاضی در این کشور وجود دارد.
از: پیک ایران
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 17:32

ekhtelas

بررسی اجمالی گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از شرکتهای زیرمجموعه شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) ، نشان میدهد در سالهای پایانی فعالیت دولت دهم، سوء استفادهها، سوء مدیریتها و اختلاسهای بزرگ، صدمات شدیدی به کارگران، وارد کرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سرفصل مربوط به تحقیق و تفحص از شرکت سرمایهگذاری صبا تامین از زیر مجموعههای شستا نشان میدهد حداقل ۲٫۷ میلیون دلار خسارت ارزی و حداقل ۸۲۸ میلیارد ریال خسارت ریالی در این دوران از راه اختلاس و سوء استفاده به این شرکت وارد شده است.

در گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از شرکت سرمایهگذاری صباتامین آمده است؛ این شرکت در حال حاضر دارای ۸ شرکت فرعی، متشکل از شرکت کارگزاری باهنر با سرمایه ۳۰ هزار میلیون ریال، شرکت کارگزاری صباتامین با سرمایه ۳۰ هزار میلیون ریال، شرکت کارگزاری بیمه تامین آینده با سرمایه ۲ هزار میلیون ریال، شرکت سرمایهگذاری هامون شمال با یک هزار میلیون ریال، شرکت خدمات مدیریت صبا تامین با سرمایه یک میلیون ریال، شرکت خدمات بیمه تامین آتیه با سرمایه ۳۰ میلیون ریال، شرکت ماکرو اینترنشنال سرویس با سرمایه ۱۴٫۷ میلیون درهم امارات و شرکت گلوب با سرمایه ۴۵۰ هزار درهم امارات که خود دارای ۷ شرکت زیرمجموعه در کشورهای آلمان، دبی، هنک کنگ، شارجه، گرجستان است.

در بررسی تخلفات این مجموعه بزرگ، علاوه بر مواردی چون اعمال نشدن صحیح سود سرمایهگذاریها در دفاتر قانونی آمده است؛ یکی از شرکتهای فرعی تحت پوشش شرکت ماکرو اینترنشنال (گلوب هنک کنگ) به نام یکی از کارکنان خارجی شرکت مذکور (خانم هو) ثبت شده که با برداشت غیرقانونی به مبلغ ۱٫۰۴ میلیون دلار و ۱٫۱۸ میلیون یورو (مجموعا حدود ۲٫۷ میلیون دلار) از حساب بانکی، اقدام به انحلال شرکت کرده که از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ (زمان انتشار گزارش) پیگیریهای انجام شده منجر به وصول طلب شرکت نشده است. همچنین ترازنامه تلفیقی گروه شامل مبلغ ۹۸ میلیارد ریال خالص، طلب شرکتهای گروه از شرکت منحله گلوب هنک کنگ است که ذخیرهای از بابت موارد فوق در شرکتهای فرعی مربوطه منظور نشده است.

در ادامه این گزارش آمده است: حسابها و اسناد دریافتنی گروه شرکت سرمایهگذاری صباتامین شامل مبلغ ۱۴۸ میلیارد ریال مغایرت حسابهای فیمابین شرکتهای فرعی با شرکت اصلی است که ماهیت آن مشخص نیست.

در بخش دیگری از این گزارش، با اشاره به اداره دو شرکت کارگزاری باهنر و شرکت خدمات مدیریت صبا به صورت سرپرستی و بدون تعیین مدیر عامل، به موضوع تصدی همزمان مدیریت امور اداری و مالی شرکت سرمایهگذاری صباتامین و مدیریت عاملی شرکت سرمایهگذاری هامون شمال، اشاره شده و عنوان شده است که قوانین تجارت و نیز دستورات سازمان بورس در این مجموعه نادیده گرفته نشده است.

در بخش دیگی از این گزارش به جعل اسناد و برداشتهای غیرقانونی از حسابهای شرکت به ارزش ۲۰ میلیارد ریال توسط «ف.غ» مدیر امور مالی سابق شرکت سرمایهگذاری صباتامین اشاره شده است که با وجود گذشت ۶ سال از آن تاریخ (تا سال ۱۳۹۲)، هنوز طلب شرکت احقاق نشده بود.

در بخش دیگری از این گزارش با اشاره به مواردی همچون عدم رعایت مفاد اصلاحیه قانون تجارت و اساسنامه شرکت، خریدهای عمده سهام شرکتهای سرمایه پذیر قبل از تصویب هیات مدیره، عدم رعایت تقدم و تاخیر تصمیمگیری در معاملات و … ، عنوان شده است که با وجود اعلام جرم در خصوص سوء استفاده و نفع شخصی مستقیم و غیرمستقیم مدیریت سرمایهگذاری پیشین از طریق وابستگان خود که منجر به حدود ۱۰ میلیارد ریال ضرر برای شرکت شده است، این موضوع تا تاریخ تهیه گزارش به نتیجه قطعی نرسیده است.
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 17:32

kargar

صبح امروز جمعی از کارگران کارخانه قند و تصفیه شکر اهواز در اعتراض به وضعیت نامعلوم شغلی و تعویق مطالبات مزدی مقابل ساختمان استانداری اهواز تجمع کردند.

به گزارش ایلنا، جمعی از کارگران کارخانه قند و تصفیه شکر اهواز صبح امروز سه شنبه (۲۹ تیر ماه) در اعتراض به وضعیت نامعلوم شغلی وبلاتکلیفی در دریافت مطالبات معوقه خود مقابل ساختمان استانداری اهواز تجمع کردند.

به نقل از کارگرانی که در این اجتماعی صنفی شرکت داشتهاند گفته میشود، در کارخانه قند وتصفیه شکر اهواز ۴۱ نفر کارگر رسمی فعالیت دارند که از اسفند ماه حقوق نگرفتهاند. علاوه بر آن عیدی سال ۹۴ کارگران هنوز پرداخت نشده است.

طبق اظهارات کارگران شاغل در قند اهواز، علاوه بر دستمزدشان، حق بیمه کارگران به تامین اجتماعی پرداخت نشده است، همچنین دفترچه های درمانی کارگران فاقد اعتبار است.

به گفته آنان پیش از این حدود ۸۰ نفر بودیم که نیمی از این جمعیت طی چند سال گذشته بازنشسته وباز خرید شدهاند و در این میان کارگران غیر شلغلی هم هستند که از سال ۹۱ تاکنون به دلیل پرداخت نشدن هزینه سختی کار خود سرگردان صدور احکام بازنشستگی خود هستند.

طبق ادعای کارگران قند اهوازچهار سال است بانکهای ملی و ملت بعنوان مالکین اصلی، کارخانه را رها کرده و هم اکنون حدود ۳۳ کارگران باقی مانده آن به عنوان نگهبان و کارکنان بخش اداری تنها در محل کار خود حضور دارند.

آنان با اشاره به اینکه از چند سال پیش تا به امروز کارگران این کارخانه چندین بار در خصوص بلاتکلیفی در وضعیت شغلیشان وجهت دریافت مطالبات قانونی خود مقابل دفتر مقامات مسئول در تهران و استان خوزستان دست به تجمع زدهاند، اظهار داشتند: با اینکه تجمع و اعتراضاتی در خصوص حل مسائل صنفیمان انجام دادهایم، اما متاسفانه تاکنون با بیتوجهای مسئولان مواجه شدهایم.

به گفته کارگران معترض مالکیت این کارخانه بر عهده بانک ملی و ملت است واین دوبانک به سبب افزایش مشکلات این واحد تولیدی برای پرداخت مطالبات کارگران آنان را بین خود پاس کاری میکنند.
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 16:26

general-turkey

تصاویری که از آکین اوزتورک پس از بازداشت منتشر شده، او را با چهره مضروب و گوش باندپیچی شده نشان میدهد.

به رغم گزارش اولیه خبرگزاری دولتی ترکیه در مورد اعتراف فرمانده پیشین نیروی هوایی ترکیه، به رهبری کودتای نافرجام اخیر در این کشور، رسانههای غیردولتی ترکیه روز دوشنبه گزارش دادهاند که ژنرال آکین اوزتورک، نقش خود را در هدایت این اقدام رد کرده است.

شبکه تلویزیونی ان.تی.وی و شبکه خبری خبرترک، بعد از ظهر دوشنبه ۲۸ تیرماه گزارش کردند که آکین اوزتورک نقش داشتن در کودتای جمعهشب گذشته در ترکیه را رد کرده و گفته است که سعی در پیشگیری در این رویداد داشته است.

در این زمینه شبکه خبری خبرترک هم روز دوشنبه نوشت که ژنرال اوزتورک به دادستانها گفته است که از طراحان و رهبری کودتا بیخبر بوده، و در آن نقش نداشته است.

این شبکه خبری همچنین ضمن انتشار گزارش دادستانی در مورد این اعترافات و با استناد به متن بازجوییهایی ژنرال اوزتورک نوشت که او مدعی شده برای پیشگیری از کودتا تلاش کرده است.

گفته شده که او در اعترافات خود یادآوری کرده پیش از وقوع کودتا در ازمیر بوده و حوالی بعد از ظهر به همراه فرمانده نیروی زمینی به آنکارا بازگشته، و تا شب با او بوده است.

این در حالی است که پیش از این خبرگزاری دولتی آناتولی گزارش داده بود ژنرال اوزتورک در بازجوییهای خود گفته است که او «قصد انجام کودتا داشته است».

آناتولی البته دقایقی بعد این گزارش را به این شکل اصلاح کرد که این ژنرال بلندپایه گرچه اعتراف کرده که قصد انجام کودتا داشته، اما در «این کودتا» دست نداشته و از آن بیخبر بوده است.

تصاویری که از آکین اوزتورک پس از بازداشت منتشر شده، او را با چهره مضروب و گوش باندپیچی شده نشان میدهد.

فرمانده پیشین نیروی هوایی ترکیه، پیش از دستگیری هم در بیانیهای دست داشتن در کودتای اخیر را رد کرده بود و تأکید کرده بود که برای خنثی کردن کودتا عمل کرده است.

از نخستین ساعات پس از کودتای نافرجام جمعه شب، رسانههای از احتمال دست داشتن ژنرال اوزتورک در این رویداد خبر دادند و حتی گفته شد که پیشتر برخی از افسران نسبت به قصد این ژنرال بلندپایه برای کودتا هشدار داده بودند.

ساعتی پیش از انتشار این خبر، خبرگزاریها به نقل از وزیر کشور ترکیه نوشتند که در ادامه پاکسازیهای پس از کودتا، نزدیک به ۹ هزار پلیس و مأمور دولتی وابسته به این وزارتخانه از کار برکنار شدهاند.

در اظهارات وزیر کشور ترکیه که در خبرگزاری دولتی آناتولی بازتاب یافته، تعداد مأموران برکنار شده، هشت هزار و ۷۷۷ تن ذکر شده که در شمار آنها ۳۰ استاندار، ۵۲ بازرش خدمات عمومی، و ۱۶ مشاور حقوقی به چشم میخورند.

در همین حال موج دستگیریها و پاکسازیهای پس از کودتای اخیر، نگرانیهایی را برانگیخته و از جمله مقامهای مختلف اروپایی به ترکیه هشدار دادهاند که این رویداد نباید بهانهای برای سرکوب مخالفان باشد.

فدریکا موگرینی، مسئول امور خارجه اتحادیه اروپا، روز دوشنبه گفت که تحولات اخیر نباید از سوی دولت اردوغان به عنوان «بهانهای» برای کنار گذاشتن حاکمیت قانون استفاده شود.

پیش از او، ژان مارک ارو، وزیر خارجه فرانسه نیز گفته بود که رئیسجمهور ترکیه نباید از این رویداد به عنوان یک «چک سفید» برای سرکوب مخالفان استفاده کند.

روز دوشنبه در واکنش به این گفتهها، وزیر خارجه ترکیه گفت که کشورش هرگز از دستاوردهای دموکراتیک و حاکمیت قانون پا پس نمیگذارد.
از: رادیو فردا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 4:13

bimarestan

حسن قاضیزاده هاشمی، وزیر بهداشت ابراز امیدواری کرده که سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه سلامت و در قالب برنامه ششم توسعه، مشکل کمبود ۹۰هزار تخت بیمارستانی را جبران کند. او پیشتر اذعان کرده که دولت پول ندارد.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی میگوید، کل ایران با کمبود ۹۰هزار تخت بیمارستانی روبروست. او روز دوشنبه (۱۸ژوئیه/۲۸ تیر) در حاشیه بازدید از بیمارستان امام رضا در کرمانشاه گفت: «برای رفع این مشکل باید مجلس و دولت، ساز و کارهای متفاوتی را نسبت به گذشته در خصوص تشویق سرمایهگذاری در این حوزه داشته باشند.»

قاضیزاده هاشمی ابراز امیدواری کرد که این ساز و کار برای بخش خصوصی در قالب برنامه ششم توسعه امری منطقی باشد. او همزمان افزود: «این به آن معنا نیست که مردم مجبور شوند با تعرفههای متفاوت، خدمات بهداشتی و درمانی دریافت کنند بلکه باید بیمهها کمک کنند تا مردم آسیب نبینند.»

قاضیزاده هاشمی در اردیبهشت ۹۵ نیز تاکید کرده بود که اکثر بیمارستانهای کشور فرسودهاند و بیش از ۵۰ سال قدمت دارند. او با اذعان به بیپولی دولت، اظهار امیدواری کرد که سرمایهگذاران خارجی به حوزه سلامت و ساخت مراکز درمانی و بیمارستانها ورود کنند.
بیشتر بخوانید: وزیر بهداشت: دولت برای ساختن بیمارستان پول ندارد

قاضیزاده هاشمی قبلا گفته است که همه بیمارستانهای دولتی کشور زیانده هستند و معوقات بودجهای زیادی دارند: «دولت به تنهایی قادر به رفع همه مشکلات مردم در حوزه سلامت نیست و نیاز دارد تا از حمایت و ظرفیت بخش خصوصی استفاده کند.»

بنا بر دادههای وزارت بهداشت، در ایران ۹۰۰ بیمارستان مشغول ارائه خدمات درمانی هستند که ۵۵ درصد آنها فرسوده هستند. در حال حاضر به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت ایران، ۵ / ۱ تخت بیمارستانی در بخشهای دولتی و غیردولتی موجود است. از این رو برای تامین امکانات درمانی مناسب برای بیماران باید ۶۰ هزار تخت جدید دائر شود.

نظام درمانی ایران با کمبود دستکم ۸۰هزار پرستار نیز روبروست. شورایعالی نظام پرستاری در ایران قبلا هشدار داده که بیماران در بیمارستانها به دلیل افت کیفیت خدمات پرستاری با مرگ پنهان مواجه هستند.

وزیر بهداشت در مهر ۱۳۹۳ گفته بود که دولت از سرمایهگذاری بخش خصوصی برای بازسازی بیمارستانهای فرسوده استقبال و استفاده میکند. او آن زمان تاکید کرد که چنین امری به معنای خصوصی شدن بیمارستانهای دولتی نخواهد بود.
از: دویچه وله
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 4:13

Hamed-Aeinevand

اگرچه نباید انکار کرد که نمایش کودتا فرصت بینظیری در اختیار اردوغان قرار داده است تا با دور زدن کمالیستها، پایهگذار ترکیه جدیدی به نام اردوغانیسم باشد اما به باور نگرانکننده، کارگردان کودتا در محاسبات خود اشتباهات زیادی دارد

نقش ارتش در عرصه سیاست ترکیه پس از شکل گیری جمهوری ترکیه در این کشور، نقشی مهم و حیاتی بوده است. ارتشی که از سال ۱۹۶۰ میلادی تا کنون سه بار دست به کودتا زده و دولتهای منتخب غیر نظامی را برکنار کرده است و دولت اسلام گرای اربکان را نیز، نه با انجام کودتای نظامی بلکه با فشار رسانه ای و ارسال نامه و در خواست کناره گیری در ۸ فوریه ۱۹۹۷ از قدرت،کنار گذاشت. برکناری که در ادبیات سیاسی ترکیه از آن تحت عنوان کودتای پست مدرن یاد می شود .

آنانی که تحولات سیاسی اجتماعی ترکیه را در سالهای اخیر رصد کرده اند به خوبی در جریان کاهش نقش ژنرالهای ارتش قدرتمند ترکیه در عرصه سیاست پس از حضور اردوغان و حزب حامی او یعنی عدالت و توسعه در قدرت هستند. روند کاهش نقش ارتش در تحولات سیاسی ترکیه در دو مقطع زمانی نزدیک به هم از زمانی آغاز شد که اردوغان در تلاش برای وارد کردن ترکیه به اتحادیه ارو پا و به بهانه طرح اصلاحات اروپایی ” کنترل دموکراتیک بر نیروهای مسلح “که از شروط و اصلاحات عضویت در اتحادیه اروپاست،چهره های نامدار و ژنرالهای قدرتمند ارتش را از حضور در مناصب رسمی منع کرد و در اقدامی دیگر از سال ۲۰۰۷ و همزمان با مطرح شدن طرح کودتای ” ارگنه کون ” که هیچ گاه صحت و سقم اراده ارتش برای چنین اقدامی اثبات نشد به مهندسی ساختار فرماندهی ارتش ترکیه پرداخت و دهها ژنرال بلند پایه را به ظن دست داشتن در آن طرح ، در دادگاه های نظامی محکوم کرد و از فرماندهی کنار گذاشت و تلاش کرد تا جای خالی برکنار شدگان را با استفاده از نیروهای و فادار به خودش پر کند.

اردوغان با انجام چنین اقداماتی در صدد بود تا خیال خود و حزب اسلام گرای عدالت و توسعه را از هر گونه تهدیدی از جانب ارتش ترکیه آسوده کند و این چنین نیز کرد.ناظران فضای سیاسی ترکیه بر این امر متفق هستند که ارتش تضعیف شده و ژنرالهای برکنار شده در دوران حاکمیت اردوغان به ویژه از سال ۲۰۰۷ به این سو،از ایفای نقش پیشین خود در روند تحولات سیاسی ترکیه محروم شده اند.اردوغان و عدالت وتوسعه که جدیت زیادی در ایجاد تغییرات در قانون اساسی و افزایش اختیارات ریاست جمهوری داشتند در انتخابات گذشته نتوانستند اکثریت مجلس را به دست آورند و دراین راه ناکام ماندند.درخشش حزب نوپای hdp به رهبری صلاح الدین دمیر تاش نقش موثری در این ناکامی داشت.و چندی پیش نمایندگان عدالت و توسعه طرحی را در مجلس تصویب کردند که به بهانه همکاری نمایندگان کرد مجلس با پ ک ک اجازه سلب نمایندگی از آنان و هموار شدن راه برای تغیر قانون اساسی را فراهم می آورد اما اردوغان که مخالفان قدرتمندی در ارتش و هم چنین قوه قضائیه ترکیه دارد هم چنان راه سختی را در پیش رو داشت،اگرچه او به گواه دوست و دشمن اقتصاد ترکیه را متحول کرده است اما تحدید آزادی بیان احزاب مخالف،دستگیری روزنامه نگاران و روند نگران کننده تمایل اردوغان برای ایجاد ساختاری جدید در قانون اساسی بر پایه اسلام،مخالفان زیادی دارد.

مجموعه ای از اختلافات در سیاست داخلی و خارجی موجبات استعفای محترمانه داود اغلو را از پست نخست وزیری فراهم کرد. پس از آن بود که اردوغان با منصوب کردن بیلدریم به نخست وزیری که از چهره های نزدیک به او و بسیار توصیه پذیر است روابط با اسرائیل را از سر گرفت و با ارسال نامه عذر خواهی به پوتین مجددا روابط را با روسیه نیز آغاز کرد ضمن اینکه در سیاست خارجی خود در سوریه نیز تجدید نظر آرام و بی سر و صدایی را انجام داد واز پافشاری برسر برکناری اسد از قدرت دست کشید.این مهمترین اقدامات اردوغان در هفته های گذشته برای ساماندهی جدید به سیاست خارجی خود بود اما در داخل هم چنان با مقاومت هایی برای ایجاد تغیرات در قانون اساسی روبه رو بود که مشخصا می توان از ارتش و قوه قضائیه به عنوان مهمترین نهادهایی که سد راه اردوغان برای این مهم بودند نام برد. بررسی روند کودتا ی نافرجام ارتش در ترکیه تقویت کننده شائبه هایی است که ساختگی بودن این اقدام برای پاکسازی ارتش و قوه قضائیه و فراخ کردن دست اردوغان برای پیشبرد برنامه هایش به ویژه ایجاد تغیرات بنیادین در قانون اساسی را نشان می دهد.با توجه به اینکه نگارنده خود در متن حادثه بوده و در زمان رخداد کودتا در ترکیه حضور داشته است براین باور است که به دلایل ذیل احتمال نمایشی بودن کودتا بسیار زیاداست:

۱-نخستین اقدامی که کودتا چیان باید انجام می دادند قطع تلفنها و هم چنین قطع اینترنت وعدم امکان دسترسی مردم به شبکه های اجتماعی بود.این امر باید پیش از اشغال تلویزیون دولتی ترکیه، فرودگاه، ورود تانکها به خیابان،وپرواز جنگده ها بر فراز شهرهای مهم صورت می گرفت.در حالی که این اقدام در بسیاری از نقاط کلیدی یا صورت نگرفت یا به شکل موثری انجام نشد.

۲-کودتاگران می بایست پیش از خواندن بیانیه ارتش،در خصوص به دست گرفتن اوضاع، از تلویزون دولتی ، رئیس جمهور یا نخست وزیر یا تعدادی از وزاری دولت را دستگیر می کردند.وبا نمایش این دستگیری اوضاع روحی روانی طرفداران دولت را آشفته می کردند.کاری که به هیچ وجه انجام نشد.

۳-چنانچه استدلال دولت را مبنی براینکه فرماندهان رده بالای ارتش از جمله رئیس ستاد مشترک در این کودتا نقش نداشته و عده ای از افسران رادیکال میانی آن را سازماندهی کرده اند را بپذیریم و باتوجه به اینکه این افسران به خوبی می دانستند که در صورت شکست کودتا،چه عواقب ناگواری در انتظار آنان خواهد بود باید شاهد اقدامات تند و خشن از آنان در مقابله با هواداران آقای ا ردو غان نیز می بودیم. چند کشتار مهم در میان جمعیت هواداران دولت و یا بمباران مناطقی استراتژیک از استانبول،حداقل موارد مورد انتظار بود. کاری که به هیچ وجه انجام نشد.

۴- با توجه به اینکه کودتاگران می دانستند که نیروهای پلیس تحت فرماندهی دولت هستند و امکان مقاومت از سوی آنان زیاد هست،باید فرماندهان پلیس استانبول و آنکارا را پیش از آغاز عملیات دستگیر می کردند. کاری که به هیچ وجه انجام نشد.

۵-غفلت فرماندهی کودتا از نقش شبکه های اجتماعی،اینترنت و شبکه های تلویزیونی خصوصی با توجه به محبوبیت نسبی اردو غان و عدالت وتوسعه در ترکیه باور کردنی نیست . ارتشی که عضوی از ناتو است بسیار به روز است و تفاوت وضعیت تکنولوژی ارتباطات امروز را با دو سه دهه قبل را کاملا درک می کند و عدم قطع تلفن و اینترنت در آغاز کودتا شائبه ساختگی بودن آن را تقویت می کند.

۶- اقدام فوری در برکناری،۲۵۰۰ قاضی به بهانه دست دست داشتن در کودتا یا همراهی با کودتا آن هم در زمانی که هنوز محاکمه ای انجام نشده،توجیه پذیر نیست مگر آنکه دولت لیستی را از قبل تهیه کرده باشد.

۷-شکل سازماندهی حضور مردم در استانبول در مقابله با کودتا،تائید کننده حضور خودجوش مردم نیست آن هم در نیمه های شب که حضور یکپارچه آنان با محدودیتهایی رو به رو هست. بنابراین این گمانه که تعداد زیادی از نزدیکان آقای اردو غان که قدرت سازماندهی مردم را دارند در جریان این نمایش بوده اند بسار منطقی به نظر می رسد.

مجموعه گزاره های مورد اشاره نشان می دهد که احتمال ساختگی بودن کودتای نافرجام ارتش در ترکیه به واقعیت نزدیکتر است تا توهم توطئه، واز همین رو هم هست که باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده از اردوغان خواسته است که از چهارچوبهای قانونی در مواجهه با کودتاگران ومخالفان خارج نشود و هم چنین جان کری هم در پاسخ به استرداد فتح ا… گولن رهبر مذهبی ترک مخالف دولت که اردوغان اورا رهبر کودتای نا فرجام می داند گفته است که درخواست باید رسمی و همراه با اسناد معتبر باشد. از سوی دیگر وزیر خارجه فرانسه نیز هشدار داده که شکست کودتا چک سفیدی در اختیار اردوغان برای قلع وقمع مخالفان نیست. این جملات نشان می دهد که اردو غان ناظران هوشمندی دارد که احتمال نمایشی بودن کودتایی که در عرض کمتر از ۴ ساعت شکست خورد را از نظر دور نداشته اند.به نظر می رسد افت محبوبیت اردو غان به دنبال برکناری داود اغلو،مشکلات سیاست خارجی،عدم کسب اکثریت لازم برای تغیر قانون اساسی در انتخابات مجلس، و هم چنین وقوع حملات پی در پی انتحاری پ ک ک در استانبول و آنکارا که ضعف نیرو های امنیتی دولت را نشان میداد وسبب ساز اعتراض مخالفان شده بود آقای اردو غان را واداشته تا با همه مخالفان از طیفهای مختلف به بهانه کودتای نافرجام تسویه حساب کند.اگرچه نباید انکارکرد که نمایش کودتا فرصت بی نظیری در اختیار اردو غان قرار داده است تا با دور زدن کمالیست ها،پایه گذار ترکیه جدیدی به نام اردو غانیسم باشد اما به باور نگران کننده،کارگردان کودتا در محاسبات خود اشتباهات زیادی دارد. رضایت نسبی از عدالت و توسعه و اردو غان در ترکیه نه به خاطر ایدئولوژی این حزب که به خاطر موفقیت آنان در عرصه اقتصادی است. عرصه ای که در آن بازیگران زیادی و از آن مهمتر مولفه های بی شماری حضور دارند که از دست دولت اردوغان خارج هستند.تلاطمات اقتصادی می تواند اردوغان را از اریکه قدرت به زیر بکشد و چنانچه به لوازم دموکراسی پایبند نباشد مردم با زور او را پائین خواهند آورد.

از: گویا
be kanal site Melliun Iran bepeyvandid

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 3:10

صفحه بندی